به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا
هزار فتنه ز هر سو شود بلند آنجا
شب فراق تو مهمان آن غمآبادم
که صبح هم نکند میل نوشخند آنجا
مرا چو سینه کنی چاک آنقدر بگذار
که ناخنی شودم گاهگاه بند آنجا
مرا ز صیدگه خود مران که عمری شد
چو حلقه دوختهام دیده بر کمند آنجا
مرا بسوز به محفل برای دفع گزند
که داغ میشوم از گرمی سپند آنجا
گرفته خانه به کوی سهیقدان قدسی
مگر شود نظر کوتهش بلند آنجا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار به توصیف عشق و جدایی میپردازد. شاعر احساسات عمیق خود را در مورد محبوبش ابراز میکند و بیان میکند که هر جا که محبوبش برود، فتنه و آشوب به همراه خواهد داشت. او در شب جدایی غمگین و در انتظار صبحی است که نتواند لبخند بزند. همچنین، از محبوبش میخواهد که اگر دلش را شکانده، آنقدر بگذارد که به دردش عادت کند و او را از دام خود نراند. شاعر از آتش عشق و خرمی وجود محبوبش سخن میگوید و به او میگوید که در محفلش بسوزد، زیرا گرما و عشق او باعث درد و شوق در او میشود. در نهایت، به نگاههای دور از هم میاندیشد و آرزو میکند که شاید روزی این فاصله کم شود.
هوش مصنوعی: هر جا که تو فعالیت و تلاش کنی، در آنجا هزاران مشکل و چالش از هر طرف نمودار خواهد شد.
هوش مصنوعی: در شب جدایی از تو، در مکانی پر از غم و اندوه به سر میبرم که حتی صبح هم نمیتواند مرا به لبخند و شادی دعوت کند.
هوش مصنوعی: من را آنقدر زجر نده که به درد بیفتم، اما اجازه بده گهگاهی به یاد تو و دردت بیفتم و ناخودآگاه از عواطف خود بیخبر نباشم.
هوش مصنوعی: من را از دام خود دور مکن، چون سالهاست که مانند حلقهای در دام تو افتادهام و چشمانم را بر آن کمند (دام) باز کردهام.
هوش مصنوعی: مرا در جمع بسوزان تا از آسیبها دور بمانم، زیرا در آنجا از گرمی آتش دچار مصیبت میشوم.
هوش مصنوعی: در کوی معشوقی که قدش بلند و زیباست، دل و چشم من را گرفتهاند. آیا ممکن است که اگر نظر من از دور به او بیفتد، قد و بلندیاش را ببینم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو در چمن روی از خنده لب مبند آنجا
که تا دگر نکند غنچه زهر خند آنجا
رخ تو دیدم و گفتی سپند سوز مرا
چو جان بجاست چه سوزد کسی سپند آنجا
کسان به کوی تو پندم دهند و در جایی
[...]
به مجلسی که کشی از نقاب بند آنجا
ستاره سوخته ای نیست جز سپند آنجا
اسیر بوالعجبی های وادی عشقم
که صید دام نهد در ره کمند آنجا
به کشوری که شکر خنده ات گشاید بار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.