گنجور

شمارهٔ ۳۷۱

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

دیده را در عشق ازین به، مبتلا می‌خواستیم

گریه می‌کردیم و طوفان از خدا می‌خواستیم

وصل می‌جستیم و مطلب حسرت دیدار بود

عشق می‌گفتیم و درد بی‌دوا می‌خواستیم

شکر نعمت کس نمی‌داند چو ما، کز تیغ تو

یک جفا نادیده، عذر صد جفا می‌خواستیم

حسرت آلودگی هم نیست دور از لذتی

یک دو روزی خویشتن را پارسا می‌خواستیم

چند چون پروانه بر هر شعله بال و پر زنیم؟

آتشی مخصوص این مشت گیا می‌خواستیم

تا به کام خویش بنشینیم با هم ساعتی

عالمی دیگر ازین عالم جدا می‌خواستیم

تا شود روزم سیه‌تر، زود سر بر زد خطش

آنچنان شد تیره بخت ما، که ما می‌خواستیم

ضد مطلب را به مطلب نیست قدسی نسبتی

مدعایی برخلاف مدعا می‌خواستیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام