گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۳۵

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

خط تو سرمه کشد دیده تمنا را

لب تو تازه کند روح صد مسیحا را

بود به مرهم راحت همیشه طعنه‌فروش

کسی که یافت دلش ذوق داغ سودا را

بود بر اهل محبت حرام آسایش

تبسمی که کند تازه زخم دلها را

عجب نباشد اگر در محبت یوسف

دوباره عشق جوانی دهد زلیخا را

زهی تصرف خوبان که شیخ صنعان هم

کمند گردن جان کرد زلف ترسا را

در آتش است ز حسنی دلم که شعله او

برآورد ز تماشای طور، موسی را

برای آنکه شود وصل یار زود آخر

ستاره بدم امروز کرده فردا را

ز خون دیده و دل در خیال عارض دوست

کنم به لاله و گل فرش، روی صحرا را

بیا به دیده ما سیر کن نه در گلشن

به برگ گل مکن آزرده آن کف پا را

چه شد که دامن قدسی ز خون دیده پرست

کسی ز موج نکرده‌ست منع دریا را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.