|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به بیان احساسات و حالات عاشقانه میپردازد. او اشاره میکند که اگر کسی به غم و مشکلات دنیا توجه کند، برای او راهی برای نجات وجود نخواهد داشت. همچنین، اگر کسی قلبش به عشق کسی گره بخورد، حتی در برابر عشقهای بزرگ خفه میشود، مگر این که عشقش را آزاد کند. شاعر به این نکته هم اشاره میکند که هیچ کسی نمیتواند از نیاز به سرنوشت و مقدرات فرار کند، و در نهایت همه به سوی سرچشمهٔ عشق و شوق خود بازمیگردند.
هوش مصنوعی: کسی که در عشق تو گرفتار است، به دردها و مشکلات دنیا اهمیتی نمیدهد. اگر تو به سرنوشت و حوادث زندگی توجه کنی، دیگر چه اهمیتی دارد؟
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش از دلدادگی پر شده باشد، حتی اگر به آب دریا هم دسترسی داشته باشد، باز هم تشنه و بینصیب خواهد ماند.
هوش مصنوعی: وقتی عشق واقعی در دل کسی ایجاد میشود، او نمیگذارد که دلش دچار مشکل و گرهای باقی بماند و به راحتی بر مشکلات و سختیهای زندگی غلبه میکند.
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که به آسمان و تقدیر نیازی نداشته باشد، بلکه در نهایت همه به سوی میکده و نوشیدنی آخرین بازمیگردند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وقت آنست که بر دشت تماشا باشد
باغ را زینت و زیب از گل رعنا باشد
هر که او جانور است آرزوی یار کند
هر که را هست دلی عاشق و شیدا باشد
ذره سنگ همه لعل بدخشان گردد
[...]
همه کس را نظری از تو تمنا باشد
این نوع همه از دیده بینا باشد
دوش در خواهش یک بوسه رقیب تو مرا
چیزها گفت که دشنام تو حلوا باشد
تیر و خنجر فکن از دست و بنازیم بکش
[...]
هر که را با خطِ سبزت سرِ سودا باشد
پای از این دایره بیرون نَنِهَد تا باشد
من چو از خاکِ لحد لاله صفت برخیزم
داغِ سودای توام سِرِّ سُویدا باشد
تو خود ای گوهرِ یک دانه کجایی آخِر
[...]
تا به کی این دل من واله و شیدا باشد؟
تا به کی در هوس عشق و تمنا باشد؟
دل و جان رفت ز دستم،چه کنم،درمان چیست؟
مدد جان و دل از عز تعالا باشد
آن زمانی که نقاب از رخ خود بگشاید
[...]
هر که را مهر تو اندر دل شیدا باشد
پای او را همه بر دیده من جا باشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.