|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عواطف عمیق و درد عاشقی است. شاعر از تأثیر عشق بر عالم هستی سخن میگوید و اینکه عشق بهقدری قوی است که قدرتها و زیباییهای آسمان را تحت تأثیر قرار میدهد. وجود اشیاء و عزیزان در شهر عشق نشاندهنده احساسات عمیق و دردهایی است که عاشق متحمل میشود. همچنین، شاعر به احساسات و نیازهای معشوق اشاره میکند و از شرم بلبل در برابر عشق و زیباییهای معشوق یاد میکند که نشاندهنده زخمها و تنشهای ناشی از عشق است.
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوه عاشق، آسمان پر از دود و غبار شده و به همین دلیل، سینه آسمان از شدت داغی ستارهها خالی و پاک شده است.
هوش مصنوعی: در این شهر عشق، هیچ پادشاهی نمیتواند به خود اجازه دهد که پایش به زمین بگذارد، زیرا در هر گوشهاش، بدن عزیزان به خاک افتاده است.
هوش مصنوعی: من و کسانی که دلهای شکسته داریم، به یکدیگر پیوندی عمیق داریم. به همین دلیل، غنچه گل به خاطر احساسات من، پیراهنم را پاره کرد و سینهام آسیب دید.
هوش مصنوعی: معشوق با زیباییاش نورافشانی میکند و از عشق، گل به خاطر شرم خود به حالت پریشانی درمیآید و بلبل نیز به خاطر محبتش به آتش میافتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از گریبان سر نیاوردم برون تا چاک شد
دست بر سر داشتم چندان که دستم خاک شد
با غ بار دل ز بس آمیخت از سیلاب اشک
دامنم پرخاک همچون دامن افلاک شد
هیچ کس پرورده ی خود را نمی خواهد زبون
[...]
بس که از چشم تر ما آستین نمناک شد
دست ما در آستین همرنگ برگ تاک شد
آستین برداشتم یک دم ز پیش آب چشم
شام غم تا دامن صبح از کدورت پاک شد
عالم از ارجاس کفر و شرک شیطان پاک شد
جان ایمان شاد و قلب کفر و کین غمناک شد
دوست کانی جام باید نوش کرد از دست دوست
زیر پای دوستان دشمن سرش چون خاک شد
کوس آزادی زدند از چرخ تا هفتم زمین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.