رشک نام او زبانم را ز غیرت لال کرد
عشقم از گفت و شنود خلق فارغبال کرد
سرفرازیهای گردون از تنزلهای ماست
پستی ما، نام دشمن را بلند اقبال کرد
ناله شوریدگان شور آورد، چون عندلیب
خود پریشان بود گل را همپریشان حال کرد
{بیاض}
از برای امتحان، اول مرا پامال کرد
من که زیر لب بر افلاطون تمسخر میزدم
عشق طفلی آخرم بازیچه اطفال کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عشق و حسادت اشاره دارد. شاعر با بیان اینکه عشق باعث لال شدن او شده و او را از گفتوگوها دور کرده، نشان میدهد که عشق او را چنان مشغول کرده که از دیگران غافل شده است. او همچنین به تضادهای زندگی و اینکه چگونه افت و خیزهای زندگی باعث بروز احساسات مختلف میشوند، اشاره میکند. در نهایت، او به یادآوری مسائلی از گذشته میپردازد و اشاره میکند که عشق در هر حالتی او را به گونهای تحت تأثیر قرار داده و زندگیاش را تغییر داده است.
هوش مصنوعی: نام او باعث شد که زبانم از غصه و غیرت خاموش شود و عشق من، از گفتمان و شنیدن حرفهای دیگران آزاد و رها شد.
هوش مصنوعی: سرافرازیهای آسمان به خاطر پایین آمدن ماست؛ پستی و ضعف ما، سبب شده که دشمن به ترقی و نامآوری برسد.
هوش مصنوعی: ناله و گریهی دلشکستگان شور و هیجان ایجاد کرد، زیرا وقتی بلبل خود در حال پریشانی بود، گل هم تحت تأثیر آن پریشان و بیتاب شد.
هوش مصنوعی: سفیدی از من خواست تا ابتدا مرا زیر پا بگذارد و آزمایش کند.
هوش مصنوعی: من که به افلاطون با کنایه و تمسخر نگاه میکردم، حالا عشق مانند یک بازی کوچک در دستان کودکانهام قرار گرفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شهنشاهی که این چرخ مقوس روز رزم
طایران فتح را از پر تیرت بال کرد
طینت پاک تو را از جوهر عقل آفرید
آن خداوندی که شخص آدم از صلصال کرد
گرد خیلت را ظفر در چشم دولت سرمه کرد
[...]
چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرد
ماند تن از شعف و جان از ذوق استقبال کرد
ترک ما ناکرده از بهر سفر پا در رکاب
ترکتاز لشگر هجران مرا پامال کرد
اول از اهمال دوران در توقف بود کار
[...]
خاطر جمع مرا پیری پریشان حال کرد
تار و پود هستیم را رشته آمال کرد
شد به دست افشاندن از روی زمین حاصل مرا
آنچه اسکندر به زور بازوی اقبال کرد
با وجود خاکساری سربلند افتاده ام
[...]
دلبر غربال باف امشب مرا خوشحال کرد
همره من رفت و روی خانه را غربال کرد
از بصیرت جوش اشکش بسکه فارغبال کرد
آفتاب از پردهٔ چشمم توان غربال کرد
می کند با هستی حیرت نصیب بزم عشق
دوری او آنچه در آیینه با تمثال کرد
باده ام را ریخت بر خاک و مرا کشت از خمار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.