گنجور

شمارهٔ ۱۴۵

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

لب عاشق به حرف شکوه بیداد نگشاید

زبان بیدلان چون غنچه از هر باد نگشاید

چنین کز شش جهت راه امیدم بسته شد ترسم

که بر من آسمان هم ناوک بیداد نگشاید

دل آسوده را محبت کی به جوش آرد

فسون، بند از زبان سوسن آزاد نگشاید

ز بیدردی نبستم لب از افغان شام هجرانش

دم آخر، گره چون بر زبان افتاد، نگشاید

ز قید عشقبازی لذتی دیدم که می‌خواهم

پس از بسمل‌شدن هم بند من صیاد نگشاید

ره غم می‌روی قدسی، ز دلتنگی چه سود افغان

جرس را عقده دل هرگز از فریاد نگشاید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام