لب عاشق به حرف شکوه بیداد نگشاید
زبان بیدلان چون غنچه از هر باد نگشاید
چنین کز شش جهت راه امیدم بسته شد ترسم
که بر من آسمان هم ناوک بیداد نگشاید
دل آسوده را محبت کی به جوش آرد
فسون، بند از زبان سوسن آزاد نگشاید
ز بیدردی نبستم لب از افغان شام هجرانش
دم آخر، گره چون بر زبان افتاد، نگشاید
ز قید عشقبازی لذتی دیدم که میخواهم
پس از بسملشدن هم بند من صیاد نگشاید
ره غم میروی قدسی، ز دلتنگی چه سود افغان
جرس را عقده دل هرگز از فریاد نگشاید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دردهایی که ناشی از جدایی و بیتابی عشق است، میپردازد. شاعر از ناتوانی در بیان احساسات خود و از درد و اندوهی که در دل دارد سخن میگوید. او احساس میکند که امید به عشق از هر سو بسته شده و هیچ چیزی نمیتواند بر غم و اندوه او غلبه کند. در حالی که عشق به او شور و حال میبخشد، او در عین حال از درد جدایی و رنجهای ناشی از آن رنج میبرد. این شعر نشاندهندهی تضاد بین لذت و درد عشق و نیز ناتوانی در ابراز این احساسات است.
هوش مصنوعی: عاشق هرگز از شدت درد و شکایت سخن نمیگوید، مانند غنچهای که در برابر هر بادی باز نمیشود.
هوش مصنوعی: زمانی که از هر سو امیدم ناامید شده و راهی برای پیشرفت نمیبینم، میترسم که حتی آسمان نیز بر من بدی و ظلم نازل کند.
هوش مصنوعی: محبت نمیتواند دل راحت و آرام را به تکاپو درآورد، چرا که سخن زیبای گل سوسن نمیتواند زبانی را که بسته است، آزاد کند.
هوش مصنوعی: به دلیل بیحسی و بیدردی، در تمام مدت شب، از ناله و شکایت او چیزی نگفتم. در آخرین لحظات، وقتی که کلمهای بر زبانم آمد، دیگر نمیتوانستم آن را بیان کنم.
هوش مصنوعی: از خوشیهای عشق، لذتی چشیدم که حتی بعد از مرگم هم نمیخواهم صیاد من را رها کند.
هوش مصنوعی: در مسیر غم، ای قدسی، از دلتنگی فایدهای ندارد که به صدا درآیی؛ زیرا درد دل هرگز با فریاد کردن حل نخواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به گلگشت بهار این خاطر ناشاد نگشاید
ز گل بی روی تو جز ناله و فریاد نگشاید
گره شد در دلم زلفت چه گردم گرد بستانها
چو دانم کین گره از طره شمشاد نگشاید
اگر مقصود نی آزادی از سرو قدت باشد
[...]
ازین لیلی و شانم خاطر ناشاد نگشاید
به جز شیرین کسی بند از دل فرهاد نگشاید
چمن از دل گشایانست اما بر دل بلبل
که دارد قید گل از سنبل و شمشاد نگشاید
رگ باریک جانم خود به مژگان سیه بگشا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.