گنجور

شمارهٔ ۹۸

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

نوازیم تو اگر بر نگارش قلمی

نماند از غم هجر تو بر دلم المی

به یاد نرگس مستت همیشه بیمارم

بیا به پرسش احباب رنجه کن قدمی

نکرده بر تو اگر ختم حسن صانع حسن

کشیده از خط سبزت چرا به رخ رقمی

دو چیز خوشترم از چهار جوی رضوانست

مکیدن لب جام و دگر لب صنمی

مده ز دوزخ و فردوس ناصحا پندم

که ره به دل ندهم جز رضای دوست غمی

کنون که چشم تو بر می خوران دهد فتوی

به بام خانه بکوبم من از چه رو علمی

مراد دهر چه موقوف سیم و زر باشد

بسوز جان تو غبارا که نیستت درمی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر