گنجور

شمارهٔ ۷۹

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

خم می افلاک و جامش آفتاب و ارض عالم میکده

عشق را مِی میشمار و عاشقان را میزده

آینۀ عالم چو خالی از بت موزون ماست

مؤمنم میخوان اگر خوانم جهان را بتکده

ثبت شد تا نام من در دفتر عشّاق او

غیرت زردشتیم دارد بدل آتشکده

کیست آن کو خورده از صهبای عشق آن صنم

آتشی در خانمان و دین و ایمان نازده

گرنه عشق آن پری دیوانه ام دارد چرا

بر سرم از شیخ و شاب و مرد و زن غوغا زده

گردش چرخم فسرده دارد ای ساقی بیا

از لب کوثر خواصت بوسۀ گرمی بده

هان غبار اندر طلب عشقت اگر یکره کند

دل نبردی زو که جز او کس نبرده ره به دِه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان