گنجور

شمارهٔ ۷۵

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

با خویشتن فتاد مگر باز کار من

کآشفته شد چون طالع من روزگار من

زاهد کنون که پند تو در من اثر نکرد

پرهیز کن که در تو نیفتد شرار من

آهسته ساربان که زپای اوفتاده است

در زیر بار غم شتر راهوار من ‌

روزی شود ز دام غمم مرغ دل خلاص

کز یکدگر گسسته شود پود و تار من

یا رب ترحمی که بدین پیکر ضعیف

سخت است پایداری روز شمار من

یا قطره ای ببار به خاکم ز ابر لطف

یا برمکش ز خاک، تن خاکسار من

پا تا به سر زخون دلم لاله گون شوی

گر بگذری چون اشک روان از کنار من

ای دل صبور باش که آخر به یُمن عشق

خواهد شدن به جانب کیوان غبار من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان