گنجور

 
غبار همدانی

ما ندیدیم به جز چشم تو خونخوار دگر

هر نفس در پی آزار دلِ زار دگر

گر بریزد همه غمهای جهان بر سر ما

ما نخواهیم به جز عشق تو غمخوار دگر

نیم جانی است که باید به تو تسلیم کنم

غیر ازین نیست مرا با تو سر و کار دگر