گنجور

شمارهٔ ۳۳

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

ز آشیان مرغ دلم کاش کناری بکند

بو که آن سلسله مو میل شکاری بکند

سخت خامیم درین ره مگر از روی کرم

پیر میخانه به پیمانه شراری بکند

تا دل بلبل شوریده فریبد به گلی

سالها باد صبا خدمت خاری بکند

بوی مِی تا به قیامت ز مشامش نرود

هرکه در کوی خرابات گذاری بکند

سالها مردمک دیده برای شب وصل

خون دل خورد که ترتیب نثاری بکند

داد بر باد فنا ماحصلم را که دلم

خواست در مصطبۀ عشق قماری بکند

عشق نگذاشت دلم را که کند خدمت عقل

اشتر مست چه تمکین ز مهاری بکند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.