گنجور

 
غبار همدانی
 

بغیر از باده داروی طرب چیست

بیا ساقی تعلّل را سبب چیست

به می ده هرچه داری تا بدانی

به گیتی حاصل رنج و تعب چیست

گره بگشا ز ابرو چون زدی تیر

به صید بسمل این قهر و غضب چیست؟

که خواند از نقش موجودات حرفی

که میداند که چندین بوالعجب چیست؟

طبیبان درد بی درمان پسندند

به تاب عشق باید سوخت تب چیست

تو بیدردی طبیبان را چه جرم است

تو در خوابی گناه مرغ شب چیست

به پا تا نشکنی خار مغیلان

چه دانی ذوق صحرای طلب چیست

غبار از حسرت آن لعل لب دوش

به دندان جان فشردی دست و لب چیست