گنجور

 
قصاب کاشانی

به هر کجا که روی باشدت خدا حافظ

بود همیشه تو را ز آفت سما حافظ

به هر اراده که داری رسی به مطلب دل

ز هر دلی گذری گرددت دعا حافظ

اگرچه گل ز نسیم صبا خطر دارد

تو آن گلی که بود دائمت صبا حافظ

به‌ خاطر تو گزندی ز چشم بد نرساد

بود تو را ز همه دردها دوا حافظ

فکند اگر گرهی روزگار در کارت

مدار بیم که باشد گره‌گشا حافظ

مرا امید که از آفت زمانه بود

تو را دعای سحرگاه پیر ما حافظ

امید آنکه به دنیا و آخرت قصاب

بود مدام تو را شاه اولیا حافظ

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حافظ

ز چشم بد رخ خوب تو را خدا حافظ

که کرد جمله نکویی به جای ما حافظ

بیا که نوبت صلح است و دوستی و صفا

که با تو نیست مرا جنگ و ماجرا، حافظ

به زلف و خال بتان دل مبند دیگربار

[...]

فیض کاشانی

ز مکر و کید اعادی تو را خدا حافظ

ز حادثات نگهبان و از بلا حافظ

وجود تست سبب آسمان و غبرا را

همیشه باد وجود تو را خدا حافظ

به تو ملائک هفت آسمان بود محفوظ

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فیض کاشانی
صغیر اصفهانی

مگر خبر شده زین جشن جان فزا حافظ

که نظم خویش فرستاده با صبا حافظ

صغیر یافت که دارد چه مدعا حافظ

اگر طلب کند انعامی از شما حافظ

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه