گنجور

 
قصاب کاشانی

بیا که بی گل رویت دلم قرار ندارد

کسی به غیر تو در خاطرم گذار ندارد

چو ماه یک‌شبه زرد و ضعیف در نظر آید

چو هاله هرکه تو را تنگ در کنار ندارد

هزار حیف که دیرآشنا و سست‌وفایی

وگرنه چون تو گلی باغ روزگار ندارد

ز خلف وعده‌ات ای مه چنین به من شده ظاهر

که وعده‌های تو چون عمر اعتبار ندارد

کدام وقت که قصاب تا به صبح شب هجر

چو شمع دیده سوزان و اشگبار ندارد

 
 
 
مشکلات اینترنت
جنید شیرازی

دلم به دور رخش میل لاله‌زار ندارد

که لاله حسن و دل‌آویز آن نگار ندارد

من از تفرج گلزار و باغ فارغم آری

اسیر عشق سر باغ و لاله‌زار ندارد

طراوتی که بناگوش و موی او را هست

[...]

صائب

ستاره سوخته پروای اعتبار ندارد

که تخم سوخته حاجت به نوبهار ندارد

توان ز بیخودی ایمن شد از حوادث دوران

خطر سفینه ز دریای بیکنار ندارد

ز بس گزیده شد از روی تلخ مردم عالم

[...]

واعظ قزوینی

فضای خاطرم از غم از آن غبار ندارد

که آرزوی جهان، از دلم گذار ندارد

جهان چو معرکه تیغ بازی است حذر کن

چه پا نهی به میان؟ این میان کنار ندارد!

بزرگیی که در آن نیست چشم لطف بمردم

[...]

قصاب کاشانی

تنم به هیچ مکان بی رخت قرار ندارد

به جز خیال تو کس بر دلم گذار ندارد

به هر کجا که روم همچو مرغ طعمه دامم

به غیر من به کسی روزگار کار ندارد

در این سراسر گلزار نیست برگ درختی

[...]

سعیدا

مگر خبر ز دل خسته آن نگار ندارد

چه آتشی است که امشب دلم قرار ندارد

درست گویمت از دل مباد رنجه شوی

که این شکسته به پیش تو اعتبار ندارد

بیا که صحبت رندان مفرح افتاده است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه