لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
قاسم انوار

تن زنده بجان آمد و جان زنده بجانان

جان راهبر دل شد و دل راهبر جان

گر ترس سرت هست، برو، خواجه، ازین کوی

کاغشته بخونند درین کوچه دلیران

در نقطه خالست صفای دل درویش

ای دوست، مگو قصه «ما کان و ما کان »

هرگز سخن واعظ و ناصح نکند سود

زین سان که منم بی دل و دین، بی سر و سامان

مهجورم و محرومم و معروف بافلاس

من دست تهی چون روم از کوی کریمان؟

از کس مهراسید اگر عاشق یارید

مستانه درآیید درین بیشه شیران

ای عشق، سراسر همه لطفی و کرامت

در حسن تو ذرات جهان واله و حیران

هم آدم و هم شیئی و هم احمد مختار

هم یوسف کنعانی و هم موسی عمران

آشفته و واله شده قاسم بشب و روز

زان روی دل افروز و زان زلف پریشان

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
کسایی

این گنبد گردان که برآورد بدین سان

…ـان

ای منظره و کاخ برآورده به خورشید

تا گنبد گردان بکشیده سر ایوان

فرخی سیستانی

تاچون ز در باغ درآید مه نیسان

از دیدن او تازه شود روی بساتین

ناصرخسرو

این گنبد پیروزهٔ بی‌روزن گردان

چون است چو بستان گه و گاهی چو بیابان؟

من خانه نه دیدم نه شنیدم به جز این نیز

یک نیمه بیابان و دگر نیمه گلستان

ناگاه گلستانش پدید آرد گلها

[...]

ازرقی هروی

المنه لله که خورشید خراسان

از برج شرف گشت دگر باره درخشان

المنه لله که آراست دگر بار

دیوان خراسان بسزاوار خراسان

المنه الله که از کشتی عصمت

[...]

قطران تبریزی

آن غیرت یزدان نگر و قدرت یزدان

از قدرت یزدان چه عجب غیرت چندان

هرگز نرسد کس بسر قدرت ایزد

هرگز نرسد کس بسر غیرت یزدان

گه کوه و بیابان کند از باغ و بساتین

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه