یار همسایه تو شد، دریاب
همه اینست «خیر ما فی الباب »
هستی خود ببین و دوست ببین
هم برین ختم گشت فصل خطاب
یک زمانم مجال می باید
قصه کهنه و شب مهتاب
یار ما دربدر، بما نزدیک
وقت از دست می رود، دریاب
بوی آن یار می رسد ز نسیم
«افتح الباب، ایها البواب »
توبه از عشق کرد زاهد شهر
از چنین توبه، توبه، یا تواب
بر دل و جان قاسمی بگشا
در وصل، ای مفتح الابواب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ارتباط نزدیک و مهم با محبوب اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که به عشق و محبت توجه کند. او از توبهی زاهدی سخن میگوید که عشق را رها کرده و این عمل را مورد نکوهش قرار میدهد. شاعر همچنین از گشایش و درک عمیقتری در عشق سخن به میان میآورد و میخواهد که دل و جان او از این وصال سرشار شود. در نهایت، او دعوت به پذیرش عشق و ارتباط نزدیک با یار را میکند، بهویژه در شرایطی که زمان از دست میرود.
هوش مصنوعی: یار همسایهات به تو نزدیک شده، پس همه چیز را در نظر بگیر که این تنها به نفع تو خواهد بود.
هوش مصنوعی: خودت و دوستانت را بشناس و درک کن که این گفتگو به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: زمانی باید که فرصتی باشد تا داستان قدیمی و شب روشنی مهتاب را بازگو کنم.
هوش مصنوعی: دوست ما که در حال عذاب و بیقراری است، وقت زیادی برای کمک به ما باقی نمانده، پس دستانش را بگیر و به او کمک کن.
هوش مصنوعی: بوی محبوبم با نسیم میآید، ای دربان در را باز کن.
هوش مصنوعی: زاهد شهر به خاطر عشق، از آن توبه میکند، اما این نوع توبه، نه تنها مفید نیست، بلکه خودش نیاز به توبه دارد.
هوش مصنوعی: در عشق و وصال، درهای دل و جان قاسمی را به روی او بگشا، ای که درهای بسته را مفتوح میکنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر سؤالی کز آن لب سیراب
دوش کردم همه بداد جواب
گفتمش جز شبت نشاید دید
گفت پیدا بشب بود مهتاب
گفتم از تو که برده دارد مهر
[...]
به چه ماند جهان مگر به سراب
سپس او تو چون دوی به شتاب؟
چون شدستند خلق غره بدو
همه خرد و بزرگ و کودک و شاب؟
زانکه مدهوش گشتهاند همه
[...]
لاله داری شکفته بر مهتاب
مشگ داری گرفته بر مه تاب
مشگ چون موی تو ندارد بوی
ماه چون روی تو ندارد تاب
پیل با عشق تو ندارد پای
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
من مسکین در این رباط خراب
ساخته خانه بر ره سیلاب
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.