در دور رخت یک دل هشیار ندیدیم
جز روی خوشت مشرق انوار ندیدیم
بردیم ببازار جهان گرامی
غیر از غم عشق تو خریدار ندیدیم
مطلوب کسی نیست بغیر از تو درین راه
وین طرفه که غیر تو طلب کار ندیدیم
از ظلمت و از نور گذشتیم بیک بار
غیر از تو کسی عالم اسرار ندیدیم
بردار تو منصور عجب گفت که: هیهات؟
دیار بغیر از تو درین دار ندیدیم
در صومعه و دیر مغان هیچ کسی را
بی یاد تو در خرقه و زنار ندیدیم
خود کشته ای قاسم را، خود تعزیه داری
ای یار، بعیاری تو یار ندیدیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و ارادت خود به معشوق میپردازد و میگوید که در دنیای پرهیاهو و پر از مشکلات، تنها زیبایی و نور معشوقش را مشاهده کرده است. او تأکید میکند که هیچ چیز و هیچ شخصی جز عشق معشوق در این دنیا برایش ارزش ندارد و تمامی جستوجوهایش بینتیجه است. شاعر در مقایسه با جستوجوی معنوی و روحانی در صومعهها و مکانهای مذهبی، همواره یاد معشوق را در آنجا داشته و بدون یاد او، هیچ چیز دیگری را قابل توجه نمیداند. در پایان با اشاره به خودکشیاش، ابراز میکند که خود او قربانی عشقش شده و معشوق در تمام این حالات در کنار او بوده است.
هوش مصنوعی: در اطراف جمال تو، دلی بیدار و هوشیار نداشتیم و جز چهره زیبا و درخشان تو، نوری را ندیدیم.
هوش مصنوعی: به بازار دنیا رفتیم و جز غم عشق تو، هیچ چیز ارزشمندی نیافتیم.
هوش مصنوعی: به جز تو در این مسیر هیچ کس دیگری خواسته ای ندارد و جالب اینجاست که غیر از تو، هیچ کسی را در حال درخواست پیدا نکردم.
هوش مصنوعی: ما از تاریکی و روشنایی عبور کردیم و به جز تو هیچکس رازهای این جهان را درک نکرده است.
هوش مصنوعی: منصور، با تعجب میگوید: هرگز! ما جایی غیر از تو در این دنیا ندیدیم.
هوش مصنوعی: در مکانهای مذهبی و میان زاهدان هیچ کس را بدون یاد تو در لباس مخصوصشان ندیدهایم.
هوش مصنوعی: ای دوست، تو خود قاسم را به قتل رساندی و حالا خودت در عزای او هستی. ما در دوستی تو هیچ کس را مانند تو ندیدیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در کعبه و بت خانه بجز یار ندیدیم
در گنج رسیدیم ولی مار ندیدیم
دیدیم درین دیر کهن سال دل افروز
دیار بغیر از تو درین دار ندیدیم
قرآن، که درو نیست خلافی بحقیقت
[...]
هرچند که از یار جز آزار ندیدم
هرچند که دیدم به از یار ندیدیم
کس نیستکه در صحبت او نیست خراشی
جز لاله رخ خود گل بیخار ندیدیم
او برده بعیاری و شوخی دل مردم
[...]
ما در دو جهان غیر تو دیار ندیدیم
در صورت اغیار بجز یار ندیدیم
در مسجد و میخانه و در دیر و صوامع
بیرون ز تو مطلوب و طلبکار ندیدیم
از حسن تو هرکس خبری داد ولیکن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.