لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
قاسم انوار

نه تنها من خراب و مست یارم

همه مستند در دار و دیارم

از اول کار دل هم عاشقی بود

بآخر عاشقی شد کار و بارم

برو زاهد، مگو از حور و جنت

که من این قصها در سر ندارم

شرابی ده بنقد، ای ساقی جان

که من خود از می دوشین خمارم

کرامتها که کردی با دل ریش

من از بخت خود این باور ندارم

حضور حضرتت ارزانیم دار

که من غایب شدن طاقت ندارم

برآوردم چله آن چلچله بود

بعشقت چله ای دیگر برآرم

همه بد کرده ام، از بد چه گویم؟

که من از کرده خود شرمسارم

بیا، ساقی، بده جامی بقاسم

غریبم، عاشقم، زارم، نزارم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مولانا

من اگر نالم اگر عذر آرم

پنبه در گوش کند دلدارم

هر جفایی که کند می رسدش

هر جفایی که کند بردارم

گر مرا او به عدم انگارد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
طغرای مشهدی

می زنم گام و ندارم خبری

من درین دایره چون پرگارم

بس که چون سایه نشستم بر خاک

گشت یکسان به زمین، رفتارم

طرح صد خانه خرابی در کف

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه