نه تنها من خراب و مست یارم
همه مستند در دار و دیارم
از اول کار دل هم عاشقی بود
بآخر عاشقی شد کار و بارم
برو زاهد، مگو از حور و جنت
که من این قصها در سر ندارم
شرابی ده بنقد، ای ساقی جان
که من خود از می دوشین خمارم
کرامتها که کردی با دل ریش
من از بخت خود این باور ندارم
حضور حضرتت ارزانیم دار
که من غایب شدن طاقت ندارم
برآوردم چله آن چلچله بود
بعشقت چله ای دیگر برآرم
همه بد کرده ام، از بد چه گویم؟
که من از کرده خود شرمسارم
بیا، ساقی، بده جامی بقاسم
غریبم، عاشقم، زارم، نزارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حال خود و عشقش پرداخته و از احساساتش صحبت میکند. او خود را مست و خراب میداند و به جمعی که در کنار او هستند اشاره میکند. از ابتدای عاشقی در تلاش بوده و حالا در انتهای آن است. شاعر به زاهدان میگوید که درباره نعمتهای بهشت صحبت نکنند، چون او به این موضوعات فکر نمیکند و فقط به شراب و عشق مشغول است. او از خداوند میخواهد که در کنار او باشد و به یاد عشقش اشاره میکند که سختیها و عذابهای زیادی را تحمل کرده است. نهایتاً، او از ساقی میخواهد که جامی شراب به او بدهد، زیرا احساس تنهایی و نیاز به عشق دارد.
هوش مصنوعی: نه تنها من عاشق و سرخوش او هستم، بلکه همه در این محیط نیز تحت تاثیر او قرار دارند.
هوش مصنوعی: از همان ابتدا که مسئله عشق شروع شد، دل من نیز در این مسیر قرار گرفت و در نهایت همین عشق تمام امور و کارهای مرا تحت تأثیر قرار داد.
هوش مصنوعی: به زاهد بگو که از بهشت و زیباییها صحبت نکند، چون من به این داستانها و خیالها اهمیتی نمیدهم.
هوش مصنوعی: ای ساقی جان! به من شرابی بده که من خود از نوشیدن می خمار و شاداب نیستم.
هوش مصنوعی: تو کارهای نیک و شگفتیهایی که با دل آسیبدیده من کردی، باعث شده که من به سرنوشت خود اعتقادی نداشته باشم.
هوش مصنوعی: حضور شما برای من بسیار ارزشمند است، زیرا من نمیتوانم دوری شما را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: من در تلاش بودم برای تو، همین طور که چلچلهای در زمستان، اکنون آمادهام که برای عشق تو دوباره تلاش کنم و دورهای جدید را آغاز کنم.
هوش مصنوعی: من کارهای زشت زیادی انجام دادهام، پس درباره بدیها چه بگویم؟ چون خودم از کارهایم شرمندهام.
هوش مصنوعی: بیا، ای ساقی، یک جام به من بده که در دوری قاسم، احساس تنهایی و عشق را در قلبم دارم و حالتی زار و نزار پیدا کردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من اگر نالم اگر عذر آرم
پنبه در گوش کند دلدارم
هر جفایی که کند می رسدش
هر جفایی که کند بردارم
گر مرا او به عدم انگارد
[...]
گاه گویی که من آن گلزارم
که دهد بر گل عرفان خارم
می زنم گام و ندارم خبری
من درین دایره چون پرگارم
بس که چون سایه نشستم بر خاک
گشت یکسان به زمین، رفتارم
طرح صد خانه خرابی در کف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.