بوی سنبل ز دم باد صبا می آید
خوشدلم هر چه از آن یار بما می آید
عشق می آمد و سرمست و خرامان میگفت:
بر حذر باش! که آشوب و بلا می آید
عالم از نور تجلی الهی پر شد
از دم ویس قرن بوی خدا می آید
جان فدای رخ آن یار گرانمایه، که او
بر سر صفه مستان بصفا می آید
حکمتی هست در این حال بگویم: که مدام
تیر دلدوز تو بر سینه ما می آید
هر جفایی که کنی بر دل بیچاره من
از جفاهای توام بوی وفا می آید
دوش آشفته بکوی تو رسیدم گفتند:
قاسم بیدل حیران ز کجا می آید؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و زیباییهای الهی میپردازد. شاعر از بوی سنبل و نسیم خوشی که از یار بهدست میآید، میگوید و بیان میکند که عشق او را سرمست کرده است. او نسبت به خطرات و بلاهایی که ممکن است از عشق ناشی شود، هشدار میدهد و به عظمت الهی و نور آن اشاره میکند. در ادامه، شاعر جان خود را فدای معشوقهاش میکند و از تیرهای عشق و جفاهایی که میبیند، سخن میگوید. در نهایت، به آشفتهحالی خود در جستجوی یار اشاره دارد و از حیرت خود مینویسد.
هوش مصنوعی: بوی خوش سنبل از نسیم ملایم صبح میوزد و دل من شاد است هر چه از آن معشوق به من میرسد.
هوش مصنوعی: عشق به مانند یک مهمان شاد و با وقار به سراغم میآمد و به من هشدار میداد که مراقب باشم، چون بحران و مشکلات در راه هستند.
هوش مصنوعی: دنیای اطراف ما با روشنایی و نور الهی پر شده و با نفسی معطر از وجود خداوند، بویی دلانگیز و روحانی در فضا جاری است.
هوش مصنوعی: زندگیام را فدای چهره زیبای آن معشوق باارزش میکنم، زیرا او با آرامش و زیبایی بر سر مجلس مستان حاضر میشود.
هوش مصنوعی: در اینجا سخنی میگویم که در پس این حالت، درسی نهفته است: اینکه تیر دردناک عشق تو همیشه بر سینه ما میزند.
هوش مصنوعی: هر کاری که با دل ساده و بیچاره من بکنی، حتی اگر بد باشد، باز هم خاطرات خوبی از تو در ذهنم باقی میماند.
هوش مصنوعی: دیروز به کوچهی تو رسیدم و هرکس که مرا دید پرسید: قاسم بیدل با حالتی گیج و حیرتزده از کجا آمده است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر نه از خاک درت باد صبا میآید
صبحدم مشکفشان پس ز کجا میآید
ای جگرسوختگان عهد کهن تازه کنید
که گل تازه به دلداری ما میآید
گل تر را ز دم صبح به شام اندازد
[...]
یا رب این بوی که امروز به ما میآید
ز سراپرده اسرار خدا میآید
بوستان را کرمش خلعت نو میپوشد
خستگان را ز دواخانه دوا میآید
در نمازند درختان و به تسبیح طیور
[...]
این چه بوییست که از بادِ صبا میآید
وین چه مرغیست که از سویِ سبا میآید
قاصدِ حضرتِ لیلی چه خبر می گوید
بویِ پیراهنِ یوسف ز کجا میآید
گویی این بادِ دل آویز بدین خوشبویی
[...]
یارب، این شهره لشکر ز کجا میآید؟
که ز عشقش دل خلقی به بلا میآید
فتنه جان من خسته دل آمد چشمش
باز بر جان من این فتنه کجا میآید؟
باد مشک از سر زلفش بوزید، ای بلبل
[...]
یارب این هدهد میمون ز کجا می آید
ظاهر آنست که از سوی سبا می آید
بوی روح از دم جانبخش سحر می شنوم
یا دم عیسوی از باد صبا می آید
از ختن می رسد این نفحه ی مشکین که ازو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.