تا به کی صرف رضاجویی دلها باشم
فرصتم باد کزین پس همه خود را باشم
گاهگاه از نظرم مست و غزلخوان بگذر
ور نه بر عهده من نیست که رسوا باشم
سخت جانان تو در پاس غم استاد خودند
شرر از من نجهد گر رگ خارا باشم
با دل چون تو ستمپیشه داورنشناس
چه کنم گر همه اندیشه فردا باشم؟
حسرت روی ترا حور تلافی نکند
آخر از تو به چه امید شکیبا باشم؟
هوش پرگارگشای ورق بیخبریست
گم شوم در خود و در نقش تو پیدا باشم
با چنین طاقتم آیا که برین داشت که من
طرف فتنه دلهای توانا باشم؟
در کنارم خز و ز آلایش دامن مهراس
تاب آن کو که ترا یابم و خود را باشم؟
همچو آن قطره که بر خاک فشاند ساقی
دورم از کنج لبت گر همه صهبا باشم
قبله گمشدگان ره شوقم غالب
لاجرم منصب من نیست که یک جا باشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر نالهای است از شاعر درباره عذابها و احساسات درونیاش. او در تلاش است که خود را از فرصتهای زندگی بهتر کند و بر احساساتش تسلط یابد. شاعر به ناچار با دلتنگی و غم عشق روبرو است و در تلاش است تا در میانهی این احساسات، خود را پیدا کند. او با توصیف عشق و اندوهش، به ناپایداری موقعیت خود و دوری از معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که رسیدن به آرامش و یافتن خود در این آشفتهحالی سخت است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که نمیتواند در یک نقطه ثابت بماند و پیوسته در جستجوی عشق و شناخت خود است.
هوش مصنوعی: تا چه زمانی باید برای راضی کردن دیگران تلاش کنم؟ وقت آن رسیده که به خودم برسم و به شخصیت و خواستههای خودم اهمیت دهم.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات از کنارم بگذر و با حالتی شاد و غزلخوانی دلنواز مرا تحت تأثیر قرار بده. وگرنه اگر نتوانم خود را کنترل کنم و رسوا شوم، دیگر بر عهده من نخواهد بود.
هوش مصنوعی: عزیز من، تو در نگهداری از غمت بسیار پرتوان و بااستعداد هستی. اگر من هم از جنس سنگین و محکم نباشم، چطور میتوانم از دل آتشین خودم چیزی به بیرون افکنده و بروز بدهم؟
هوش مصنوعی: با دلی که به من ظلم میکند و از حق و حقیقت بیخبر است، چه کار میتوانم بکنم در حالی که تمام افکارم معطوف به آینده است؟
هوش مصنوعی: حسرت دیدار تو را حتی حوریان بهشت هم نمیتوانند جبران کنند. پس به چه امیدی میتوانم صبر کنم و تحمل کنم؟
هوش مصنوعی: ذهن و هوش من مانند پرگار، به وسیلهی آگاهی و پرگشایی است. میخواهم در دنیای خودم گم شوم و در عین حال در تصویر تو حاضر باشم.
هوش مصنوعی: آیا میتوانم با این میزان صبر و تحمل، در برابر چالش و مشکلاتی که دلهای توانا ایجاد میکنند ایستادگی کنم؟
هوش مصنوعی: کنار من بیا و از آلودگی خود نترس؛ شاید آن کسی را پیدا کنم که در عین حال خودم هم باشم.
هوش مصنوعی: مانند آن قطره که ساقی بر زمین میریزد، اگر چه من خود را از لبه لبت دور ببینم، باز هم مانند آن قطره فرومایه خواهم بود.
هوش مصنوعی: راهم را در جستجوی عشق گم کردهام و نمیتوانم در یک مکان ثابت بمانم، زیرا این جایگاه برای من مناسب نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل ندارم که ز رویِ تو شکیبا باشم
چون کنم چند چنین بی دل و تنها باشم
بی دلان اند که از دوست ندارند شکیب
به همه وجه اگر باشم از آنها باشم
همه شب در طلبِ وصلِ تو چون خامْ طمع
[...]
چون ز تو می نتوانم که شکیبا باشم
چه غمت دارد بگذار که رسوا باشم
در فراق تو که داند که کجا خاک شوم؟
بخت آن کو که من اندر ته آن پا باشم؟
شب ندانم ز پی دیدن او چون گذرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.