چاک از جیبم به دامان میرود
تا چه بر چاک از گریبان میرود
جوهر طبعم درخشانست لیک
روزم اندر ابر پنهان میرود
گر بود مشکل مرنج ای دل که کار
چون رود از دست آسان میرود
جز سخن کفری و ایمانی کجاست؟
خود سخن در کفر و ایمان میرود
هر شمیمی را مشامی درخور است
بوی پیراهن به کنعان میرود
آید و از ذوق نشناسم که کیست
تا رود پنداشتی جان میرود
میبرد اما نه یک جا میبرد
میرود اما پریشان میرود
هرکه بیند در رهش گوید همی
قبلهٔ آتشپرستان میرود
اول ماه است و از شرم تو ماه
آخر شب از شبستان میرود
بگذر از دشمن دلش سخت است سخت
آبروی تیر و پیکان میرود
کیست تا گوید بدان ایواننشین
آنچه بر غالب ز دربان میرود؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی تغییر و تلاطم در زندگی و احساسات است. شاعر با استفاده از تصاویری چون چاک و دامان و ابر، به ناپایداری روزها و احساسات اشاره میکند. او از دلایلی که باعث میشود درد و مشکلات به مرور زمان به آسانی فراموش شوند، سخن میگوید. همچنین، در اشاره به کفر و ایمان و دوگانگی آنها، نشان میدهد که هر انسانی باید با دشواریها و تناقضات وجود خود روبرو شود. به طور کلی، این شعر به بررسی روابط انسانی، احساسات و همچنین حالتهای ناپایدار زندگی میپردازد.
هوش مصنوعی: چاکی که از جیبم به دامن میرود، نشان میدهد که چه چیزی از چاک گریبانم میافتد.
هوش مصنوعی: ذات و طبیعت من درخشان و روشن است، اما روزهایم، مانند اینکه در ابر پنهان شده باشند، از دیدهها دور میروند.
هوش مصنوعی: اگر مشکلی پیش آمد، ای دل آرام باش، زیرا کارها هنگامی که از دست خارج میشوند، به سادگی انجام میگیرند.
هوش مصنوعی: به جز گفتارهایی که به کفر و ایمان مربوط میشود، دیگر چه چیزی وجود دارد؟ خود کلام در واقع در زمره کفر و ایمان قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: هر کسی بویی خاص و مناسب خود دارد و بوی پیراهن، به سرزمین کنعان میرود.
هوش مصنوعی: میآید و از شادی نمیدانم که چه کسی است، تا جایی که فکر میکنی جانم در حال رفتن است.
هوش مصنوعی: میبرد اما به یک مکان خاص نمیبرد، میرود اما به همراهی اضطراب و نگرانی میرود.
هوش مصنوعی: هرکس که او را در راه ببیند، میگوید که این شخص به سمت قبلهی آتشپرستان میرود.
هوش مصنوعی: امروز اول ماه است و از شرم وجود تو، ماه در پایان شب به آرامی از آسمان میگریزد.
هوش مصنوعی: از دشمن عبور کن، زیرا دلش محکم و سنگین است. آبرو و حیثیت تیر و کمان در حال رفتن است.
هوش مصنوعی: کیست که بتواند به آن کسی که در ایوان نشسته است بگوید آنچه بر غالب بر دربان میگذرد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جان من همراه خوبان میرود
همره خوبست آسان میرود
هر که راه عشق جانان می رود
ترک جان چون گفت آسان می رود
جان به استقبال جانان میرود
تشنه سوی آب حیوان میرود
بلبل شیدا شد آزاد از قفس
سوی گلگشت گلستان میرود
زین عجایبتر چه باشد در جهان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.