نپرسد از من بی کس درین دیار کسی
کسی نیم که ز من گیرد اعتبار کسی
بشرط صبر بیوسف چو می رسد یعقوب
چرا کند گله از دور روزگار کسی
چو هست محنت هجران بقدر مدت عمر
چرا بوصل نباشد امیدوار کسی
گل مراد بر آرد اگر دهد آبی
ز ابر صبر بگلزار انتظار کسی
شعاع مهر محبت کمندها دارد
نمی رود سوی خوبان باختیار کسی
چه غافلی که ترحم نمی کنی یک بار
اگر برای تو میرد هزار بار کسی
ز سنگها که زدی بر سرم دهد یادم
مرا چو لوح نهد بر سر مزار کسی
سرود ذوق فضولی ز کس نمی شنوم
مگر نماند ز رندان باده خوار کسی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساس تنهایی و مشکلات انسانی اشاره دارد. شاعر از دیگران میخواهد که از او پرس و جو نکنند، زیرا او دردی عمیق دارد که تنها خود او میتواند آن را تحمل کند. او به یعقوب و صبرش در انتظار یوسف اشاره میکند و میگوید که چرا باید از روزگار گله کند. شاعر به محنت هجران اشاره کرده و میپرسد که چرا کسی نمیتواند به وصل امیدوار باشد. او امید را به مانند گل میداند که برای شکفتن نیاز به آب دارد و میگوید که محبتیر است که به سمت خوبان نمیرود. همچنین به درد و رنجی که جامعه بر دوش او میگذارد، اشاره میکند و از بیتوجهی دیگران به زحمات او ناراحت است. او در نهایت به یادآوری خاطرات تلخ و نغمههای خوشی که دیگر از کسی نمیشنود، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: هیچکس در این سرزمین از من نمیپرسد، چون من در این دنیا به هیچکس اعتماد ندارم و اعتبارم را از کسی نمیگیرم.
هوش مصنوعی: اگر انسانی صبور باشد و همانند یعقوب به انتظار یوسف بنشیند، چرا باید از سختیهای زمانه شکایت کند؟
هوش مصنوعی: اگر عمر انسان به اندازهی درد جدایی طولانی است، پس چرا هیچکس به وصال و رسیدن به معشوق امیدوار نیست؟
هوش مصنوعی: اگر ابرها قطرهای آب بر روی گلها بریزند، گلهای دلخواه به بار مینشینند و انتظار کشیدن برای کسی میارزد.
هوش مصنوعی: تابش عشق و محبت همچون دامهایی است که به آسانی هر کسی را به خود جذب میکند و نمیتواند به میل و خواسته خود به سوی انسانهای خوب برود.
هوش مصنوعی: چقدر بیخبر هستی که برای تو یک بار هم ترحم نمیکنی، در حالی که کسی میتواند هزار بار برای تو جانش را فدای تو کند.
هوش مصنوعی: بر اثر ضربههایی که از سختیها و مشکلات زندگی خوردهام، یادم میآید که مانند لوحی بر آرامگاه کسی، خاطرات و تجربیاتم در دل و ذهنم نقش بستهاند.
هوش مصنوعی: ذوق کنجکاوی و عشق به دانستن را از هیچ کسی نمیشنوم، مگر اینکه از شرابنوشان باقی مانده باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فغان که عمر سرآمد در انتظار کسی
که همچو عمر، دمی بیش نیست یار کسی
وفا بوعده گر این است امید گاهان را
کسی مباد بعالم امیدوار کسی
در آن دیار شدم خاک ره، که ننشیند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.