درد دل ما را ز ره لطف دوا کن
لطفی بنما چاره درد دل ما کن
عمریست که مشتاق لقاییم خدا را
زین بیش مشو پرده نشین عرض لقا کن
از پای در افتادم و از سر بگذشتم
از بهر خدا فکر من بی سر و پا کن
آزردن دلها اثر نیک ندارد
تا چند جفا پیشه کنی ترک جفا کن
محرومی عشاق روا نیست ز وصلت
بی رحم مشو حاجت عشاق روا کن
ای دل مزن از سلسله زلف بتان دم
بشنو سخن من حذر از دام بلا کن
عاشق روشی دارد و معشوق طریقی
گر یار جفا کرد فضولی تو وفا کن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خداوند درخواست میکند که به درد و دل او گوش دهد و مشکلش را حل کند. او از سالها انتظار برای دیدار محبوبش میگوید و از خدا میخواهد که هر چه زودتر پردهها را کنار بزند. شاعر از حالتی از شدت عشق و وابستگی صحبت میکند که حتی از پا افتاده است و از خدا تقاضا دارد که به او کمک کند. او بیان میکند که آزار دادن دلها اثر مثبتی ندارد و از طرف مقابل میخواهد که از رفتارهای ناپسند دست بردارد و به خواستههای عاشقان پاسخ مثبت دهد. در نهایت، شاعر به عاشق و معشوق اشاره میکند و یادآوری میکند که در عشق، باید پا در میان بگذارند و فضولی کنند تا به هم برسند.
هوش مصنوعی: از روی محبت، دردی که در دل ماست را درمان کن و لطفی نشان بده تا مشکل ما را حل کنی.
هوش مصنوعی: ما سالهاست که مشتاق دیدار خدا هستیم، دیگر پردهها را کنار بزن و فرصت دیدار را برای ما فراهم کن.
هوش مصنوعی: به خاطر خدا، به قدری خود را رها کردهام که دیگر هیچ چیز برایم اهمیت ندارد؛ نه از وضعیت خود و نه از پای در افتادن و نه از سر در آوردن. فقط آرزو دارم که فکر من را به کلی آزاد کنی و از بندهایت رها کنی.
هوش مصنوعی: آزردن دلها نتیجه خوبی ندارد. تا کی میخواهی بدبختی و آزار برانگیزی؟ بهتر است که دست از این کار برداری.
هوش مصنوعی: عاشقان نباید از وصل (پیوستگی) محروم بمانند، پس به دلایل بیرحمانه خواستههای آنها را نادیده نگیر.
هوش مصنوعی: ای دل، از زنجیره موهای معشوق پرهیز کن و به حرفهای من گوش بده؛ خود را از خطرات نجات بده و مراقب باش.
هوش مصنوعی: عاشق یک نوع رفتار دارد و معشوق رفتاری دیگر. اگر محبوب به عاشق ظلم کند، او باید با محبت و وفاداری پاسخ دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
درد دل ما را ز کرم باز دوا کن
کامی ز لب لعل خودم زود روا کن
تا چند دهی وعده چو ابروی خودم کج
چون قامت خود راست شبی وعده وفا کن
من مهر تو ورزم تو خوری خون دل من
[...]
کام دلم از وصل بیک سجده روا کن
اینکار نه از بهر من از بهر خدا کن
محنت زده و تیره دل از شام فراقم
ای صبح سعادت نظری جانب ما کن
داغیست ز تبخاله می بر لب لعلت
[...]
با تیغ دو سر قصد سر اهل خطا کن
سر متصل از تن بسر تیغ جدا کن
درد دل شوریده ما بین و دوا کن
از لطف تو هر کام که داریم روا کن
در کار عدو قاعده صبر رها کن
[...]
مستانه برا گوشهٔ چشمی سوی ما کن
دردی بسر درد نه و نام دوا کن
از پرده برون آبگذر بر صف رندان
پنهان ز نظرها نظری جانب ما کن
گر لطف نداری و سر لطف نداری
[...]
شاهی طلبی خود بدر عشق گدا کن
چون شمع در این مرحله ترک سر و پا کن
دردی که بدرمانش درمانده فلاطون
از بوسه ساقی و لب جام دوا کن
بنمای هلال خم ابرو همه روی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.