پیش او با ناله اظهار غم دل کردهام
چون ننالم کام دل از ناله حاصل کردهام
گر مرا با ناله میلی هست در دل دور نیست
سوی خود دلدار را با ناله مایل کردهام
هیچ عاشق را چو من در عشق خوبان ناله نیست
کار را در ناله بر عشاق مشکل کردهام
نالهها برخاسته از ناله من هر طرف
هرکجا نالهکنان دور از تو منزل کردهام
تا دل آواره نتواند برون بردن رهی
خاک کویت را به خوناب جگر گل کردهام
کردهام ترک سر زلف بتان سنگدل
بوالعجب دیوانهام قطع سلاسل کردهام
نیست در ذکر لبش جز غم فضولی از رقیب
خویش را با ذوق می از مرگ غافل کردهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با نالههای عاشقانهاش غم و اندوه دل را بیان میکند و از عشقش به دلدار سخن میگوید. او به دنبال جلب توجه معشوق است و بر این نکته تأکید میکند که هیچ عاشق دیگری مانند او در درد و ناله غم وجود ندارد. احساسات شدید و عمیق او موجب شده است که درد عشق به بخشی جدانشدنی از زندگیاش تبدیل شود و با نالههایش تمام زوایای زندگیاش را در این حس غمگین غرق کند. در نهایت، او از عشق و شوق خود به معشوق میگوید و پیامدهای این عشق را در قالب غم و شادابی همانند مرگ و جستوجو در یاد معشوق به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: من با گریه و ناله از غمهایم صحبت کردهام، چرا که اگر نالان نباشم، هیچ چیزی جز غم و دلشکستگی بهدست نمیآورم.
هوش مصنوعی: اگر در دلم تمایلی به ناله کردن وجود دارد، به خاطر این است که معشوقم را به سمت خود با نالهام متمایل کردهام.
هوش مصنوعی: هیچ عاشق دیگری مانند من در عشق محبوبان احساس درد و ناله نمیکند. من با نالههایم کار را برای دیگر عاشقان سخت کردهام.
هوش مصنوعی: نالهها و فریادهای من در هر سو و هر جایی به گوش میرسد، در حالی که دور از تو زندگی میکنم و دلتنگیام، مرا میآزارد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل آوارهام نتواند راهی برای رفتن پیدا کند، خاک کوی تو را با جگر خونین خود گل کردهام.
هوش مصنوعی: من از زیباییهای دلفریب و سر زلف معشوقان سنگدل خود را جدا کردهام و به نوعی دیوانهوار، زنجیرهای وابستگی را بریدهام.
هوش مصنوعی: در بیان احساسات خود، تنها غم و اندوهی از رقیبش وجود دارد و او به عشق و لذت از زندگی به قدری غرق شده که از مرگ غافل شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اشک غمازست خون در گریه داخل کردهام
عکس تا ظاهر نگردد آب را گل کردهام
رفتم از کوی تو چون شخصی که سیلابش برد
ترک جان را بیشتر از طی منزل کردهام
آنچنان کز اشتیاق دانه مرغ آید به دام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.