دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
بگردون گر کشم سرباز می خواهم که برگردم
ز شوق پای بوس آن سهی سرو روان مردم
ره فرصت ندارم کاش خاک رهگذر گردم
طبیبا آن پریرو میل با دیوانهها دارد
علاج من مکن بگذار تا دیوانه تر گردم
ز برق آه خود چون شمع می سوزم ز سر تا پا
اگر نی دم بدم سر تا قدم از اشک تر گردم
بسینه می خلد صدخار محنت هر دمم زان گل
سزد گر همچو غنچه غرقه در خون جگر گردم
ز تیغ آرزو بر سینه دارم چاکها هر سو
بامیدی که تیر غمزه او را سپر گردم
فضولی چون هوا تا کی کشم حبس حباب تن
خوشا کایم برون وان سرو را بر گرد سر گردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساس جدایی و آرزوی وصال معشوق سخن میگوید. او به شدت به عشق و زیبایی معشوق وابسته است و آرزو دارد که در کنار او باشد. شاعر در زجر ناشی از دوری، خود را به شمعی تشبیه میکند که با هر آه میسوزد و به شوق وصال در زندگیاش دچار محنت و درد است. در نهایت، او از حبس وجود خود نالان است و آرزو دارد که آزاد شود تا در کنار معشوق بگردد.
هوش مصنوعی: اگر لحظهای مانند ذرهای از خاک جدا شوم، میخواهم برگردم و به دنیای خودم برسم.
هوش مصنوعی: از روی عشق به پای بوس آن سرو زیبای روان، مردم عادی را مشاهده میکنم که در راهم ایستادهاند و فرصتی برای نزدیک شدن ندارم. ای کاش میتوانستم تنها خاکی از آن راهی باشم که او از آن عبور میکند.
هوش مصنوعی: این فرد دلبسته و عاشق زیباییهای یک معشوق است و به نظر میرسد که این احساس عشق و جنون برایش جالب و شیرین است. او از طبیب میخواهد که در کارش مداخله نکند و در واقع به او توصیه میکند که بیخیال درمان او شود؛ چرا که او میل دارد بیشتر به این دیوانگی و عشق عمیق بپردازد و این وضعیت برایش خوشایند است.
هوش مصنوعی: از شدت درد و اندوهی که در دل دارم مثل شمع می سوزم و اگر لحظهای نفس نکشم، تمام وجودم از اشک خیس خواهد شد.
هوش مصنوعی: در دل من درد و رنج زیادی وجود دارد و هر لحظه به خاطر این مشکلات، تحملم سخت میشود. اگر بخواهم همچون غنچهای در خون دلم غرق شوم، شاید برای زیبایی و ارزش این گل مناسب باشد.
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوهایی که دارم، بر سینهام زخمهایی ایجاد شده است. امیدوارم که بتوانم با عشق او از خودم محافظت کنم.
هوش مصنوعی: من تا کی باید تحمل کنم این مزاحمت را؛ خوشا به حال من که روزی بتوانم از این قید رهایی یابم و دور آن سرو زیبا بگردم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بصد امید هر دم گرد آن دیوار و در گردم
بسی امیدوارم، آه! اگر نومید برگردم
چه حسنست این؟ که از یک دیدنت دیوانه گردیدم
بیا، تا بار دیگر بینم و دیوانه تر گردم
چون آن مه فتنه شد در شهر، من هم عاقبت روزی
[...]
چو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردم
به نزدیکش روم سد بار و باز از شرم برگردم
من بد روز را آن بخت بیدار از کجا باشد
که در کویش شبی چون پاسبانان تا سحر گردم
دلم سد پاره گشت از خنجرش و ز شوق هر زخمی
[...]
من آن بخت از کجا دارم که با او همسفر گردم؟
زهی دولت اگر در رهگذارش پی سپر گردم
همان خجلت کشم، با عمر جاویدان اگر خواهم
به قدر گرد دل گشتن ترا برگرد سرگردم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.