بنایی از حباب اشک چشم خون فشان کردم
هوایت را درو از دیده مردم نهان کردم
ز جان بیرون نمی شد لذت عشقت بآسانی
مرا گفتی که ترک عشق من کن ترک جان کردم
دل خون گشته میل خاک پایت داشت دانستم
ز چاک سینه بگشادم دری وانرا روان کردم
ز انجم تیر آهم داد گردون را سبکباری
نشان نگذاشتم از کوکبی کانرا نشان کردم
نشد از سیر گردونم زمانی کام دل حاصل
غلط کردم که نقد عمر خود را صرف آن کردم
صدای سیل اشکم کرد اظهار غم عشقت
بتقریر عجب این راز پنهان را بیان کردم
فضولی صبر در عشق بتان از من نمی آید
بسی خود را درین کار خطرناک امتحان کردم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عواطف عمیق و دردناک عشق خود سخن میگوید. او میگوید که تمام احساساتش را در چشمانش میریزد و محبت معشوق را از نظر مردم پنهان میکند. عشق برای او چنان لذتبخش بوده که نمیتوانسته به سادگی از آن دل بکند، اما معشوق از او خواسته که عاشقی را ترک کند. شاعر احساس میکند که دلش درگیر عشق معشوق است و از عمق جانش غم و درد را احساس میکند. او همچنین به تنهایی و بیثمریاش در عشق اشاره میکند و از اینکه عمرش را صرف چیزی کرده که نتیجهای نداشته، پشیمان است. در نهایت، شاعر بیان میکند که صبر در عشق برایش دشوار است و بارها خود را در این مسیر خطرناک آزمایش کرده است.
هوش مصنوعی: من با هستهای از اشکهایم، بنایی درست کردم و برای محبوت، جایی در دلم ساختهام، اما از چشم دیگران پنهانش کردم.
هوش مصنوعی: لذت عشق تو به راحتی از جانم جدا نمیشود. تو به من گفتی که عشق مرا رها کن، من هم از جانم دست کشیدم.
هوش مصنوعی: دل من پر از غم و اندوه شده و به خاک پای تو عشق میورزد. از عمق دل و از چاک سینهام، دری را گشودم و احساساتم را به بیرون جاری کردم.
هوش مصنوعی: از ستارهها و درد دل خودم بر آسمان چیزی نگذاشتم که نشاندهندهی سبکی و بیتفاوتیام باشد، چون من تنها با نشان دادن یک ستاره، بیوزنی و آرامش را در جهان بروز دادم.
هوش مصنوعی: از چرخش دنیا نتوانستم به آرزوی دل برسم. اشتباه کردم که عمرم را صرف چیزهایی کردم که ارزش واقعی نداشتند.
هوش مصنوعی: صدای سیل اشکهایم نشاندهندهی غم عشق تو بود و جالب اینجاست که این راز پنهان را بیان کردم.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم در عشق معشوقان صبر و تحمل داشته باشم، زیرا بارها خود را در این مسیر پرخطر آزمایش کردهام و نتیجهاش را میدانم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم
ز ملک وصل اسباب اقامت را روان کردم
منم کانداختم در بحر هجران کشتی طاقت
رسیدم چون به غرقاب بلا لنگر گران کردم
منم کاورد کوه محنتم چون زور بر خاطر
[...]
ز هر نوعی که خاطرخواه او بود آنچنان کردم
که تا با خود به رغم دشمنانش مهربان کردم
ز شرح اشتیاق دوست، تا حرفی بیان کردم
سراپا خویشتن را چون قلم صرف زبان کردم
چنان کاول شناساند الف، استاد کودک را
من اول ناوک او را، به دل خاطر نشان کردم
شدم در مکتب دل تا گلستان خوان حسن او
[...]
اگر حرفی ز سوز آتش عشقش بیان کردم
به رنگ شمع محفل خویش را صرف زبان کردم
فغانم از گداز آتش غم اشک حسرت شد
بحمدالله که درس ناله را امشب روان کردم
کشیدم بر سر آخر پردهٔ رسوایی عشقش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.