قد کشیدی دیده ام تیر بلا را شد هدف
جلوه کردی عنان اختیارم شد ز کف
می نهد سر هر سحر بر خاک راهت آفتاب
جای آن دارد که سر بر چرخ ساید زین شرف
آسمان را دوش ذوق ماه نو در چرخ داشت
گوشه ابرو نمودی ذوق آن شد بر طرف
غیرت لعل تو در کان لعل را در خون نشاند
آب شد از شرم دندان تو لؤلؤ در صدف
سینه ام را سوخت دل وز ناله ام پیداست این
بیشتر دارد فغان هرگه که آتش دید دف
هر طرف صف بست مژگانم بقصد خیل خواب
جلوهها دارد سرشکم در میان هر دو صف
عشق ورز و جام می درکش فضولی متصل
خیز و کاری کن مکن بیهوده عمر خود تلف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف عشق و زیبایی است. شاعر با بیان تصاویری زیبا از تأثیر وجود معشوق بر زندگیاش، احساسات عمیق خود را انتقال میدهد. او اشاره میکند که معشوق باعث شده که اختیارش را از دست بدهد و عشقش مانند آفتاب در صبح بر راهش میتابد. همچنین به زیباییهای چهره معشوق اشاره میکند که در آن ذوق و شوق را به تصویر میکشد. شاعر از درد و رنجی که در دل دارد و نیز از غم جدایی و شعلههای عشق میگوید و او را به نوشیدن میخانه و شاد زیستن دعوت میکند. در کل، متن درباره شدت عشق، زیبایی دلربا و اهمیت گذراندن عمر با لذت و عشق است.
هوش مصنوعی: چشمم به تیر بلا دوخته شد و تو با زیباییات دل مرا تسخیر کردی، به طوری که اختیارم از دستم رفت.
هوش مصنوعی: هر صبح آفتاب به نشانه احترام و محبت بر زمین راهت میافتد، در حالی که جایگاهش در آسمان است و میتواند بر گردونه آسمان بچرخد.
هوش مصنوعی: هفته گذشته، احساس خاصی به من دست داد که شبیه زیبایی ماه نو بود. در همین حال، یک نگاه از طرف تو باعث شد آن حس و زیبایی در من دوچندان شود.
هوش مصنوعی: غیرت و زیبا بودن تو باعث شده که در کنار زیباییها، سختیها و چالشهایی نیز به وجود بیاید. همچنین، زیبایی دندانهایت به قدری تاثیرگذار بوده که حتی مرواریدها در صدف نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته و به آنها شرمنده شدهاند.
هوش مصنوعی: دل من به شدت در حال سوختن است و این ناراحتیام را با نالههایم نشان میدهم. به نظر میرسد که هر بار که آتش را میبینم، فریاد و فغان بیشتری برمیآورم.
هوش مصنوعی: مژگانم همه جا صف کشیدهاند و به سوی خواب مینگرند، و در میان این دو صف، اشکهایم در حال جاری شدن است.
هوش مصنوعی: عشق را با تمام وجود احساس کن و از خوشیهای زندگی بهرهمند شو. بیپروا و فعال باش و سعی کن کارهای مفیدی انجام دهی، زیرا وقتت را بیجهت هدر نده.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای ز اخلاف تو تازه گشته آثار سلف
مملکت را چون تو نآمد از سلف هرگز خلف
زان خلف ماندی ز شاهان سلف ایام را
کز تو در فردوس آسودست ارواح سلف
پایگاه شرع را از احترام تو علو
[...]
آن خداوندی که فردوس است ازو شهر نسف
اهل حضرت راست از اقبال او جاه و شرف
بر خلایق ناید از وی جز مراعات و لطف
مردمی از خلق او زاید چو لؤلؤ از صدف
نیست جز وی در صف آزادگی دارای صف
[...]
آن خداوندی که عالی شد بدو نام شرف
از طرایف مدح او توزد همی نام طرف
تا نیابی بر او ضایع بود رنج طمع
تانگویی نام او مشکل بود نام شرف
خدمت درگاه او توقیع انعام نعیم
[...]
گر شود در عشق جانان جان شیرینم تلف
هر زمان افزون بود دل را بمهر او شعف
چشم من گر رسته دندانش را بیند بخواب
از خیال روی او گوهر شود همچون صدف
همچو چنگ از پیش بر نارم سر اندر بندگیش
[...]
نقد عمر زاهدان در توبه از می شد تلف
قل لهم ان ینتهوا یغفر لهم ما قد سلف
جرعه ای کز ساغر اهل صفا ریزد به خاک
خاک آن بر خون ارباب ریا دارد شرف
نکته عرفان مجو از خاطر آلودگان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.