گنجور

 
فروغی بسطامی
 

دوشینه خود شنیدم یک نکته از دهانی

اما نمی‌توان گفت با هیچ نکته‌دانی

اسرار عشقم آخر افتاد بر زبانها

از بس که وصف او را گفتم به هر زبانی

هر شامگه به یادش خفتم به لاله‌زاری

هر صبح دم به بویش رفتم به بوستانی

تخم وفای او را کشتم به هر زمینی

خار جفای او را خوردم به هر زمانی

در گردنم فکنده‌ست گیسوی او کمندی

بر کشتنم کشیده‌ست ابروی او کمانی

پیکان عشق جانان تا پر نشسته برجان

هرگز چنین خدنگی ننشسته بر نشانی

در عالم جوانی کاری نیامد از من

دستی زدم به پیری در دامن جوانی

در وادی محبت حال دلم چه پرسی

کردی فتاده دیدم دنبال کاروانی

ای آن که زیر تیغش امید رحم داری

ترسم نکرده باشی رحمی به خسته جانی

بر بسته سحر چشمش دست قوی دلان را

زور این چنین که دیده‌ست آنگه ز ناتوانی

گر با پری نداری نسبت چرا همیشه

در خاطرم مقیمی وز دیده‌ام نهانی

صفهای دلبران را بر یکدگر شکستی

گویا کمین غلامی از خسرو جهانی

شاه سریر تمکین بخشنده ناصرالدین

کز دست او نمانده‌ست گوهر به هیچ کانی

یزدان به من فروغی هر لحظه صد لسان داد

تا مدح سایه‌اش را گویم به هر لسانی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

اردل در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۸ نوشته:

کُردی فتاده دیدم یا گردی فتاده دیدم؟

 

سید محسن در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۸ نوشته:

با عرض ادب خدمت اردل
در وادی محبت حال دلم چو پرسی----
گَردیفتاده بینی دنبال کاروانی------درست است

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.