گنجور

 
فروغی بسطامی
 

با آن غزال وحشی گر خواهی آرمیدن

چندین هزار احسنت می‌بایدت کشیدن

روزی اگر در آغوش سروی کشی قباپوش

سهل است در محبت پیراهنی دریدن

سر حلقهٔ سلامت در دام او فتادن

سرمایهٔ ندامت از بام او پریدن

پیمانهٔ حیاتم پر شد فغان که نتوان

پیمان ازو گرفتن، پیوند از او بریدن

آهوی چشمش آخر رامم نشد به افسون

یارب به دو که آموخت این شیوه رمیدن

دانی که از تفسیر دوستی چیست

از جان خود گذشتن، در خون خود تپیدن

قاصد رسید و مردم از رشک خود که نتوان

پیغام آشنا را از دیگری شنیدن

هیچ از تو حاصلم نیست دردا که عین خار است

در پای گل نشستن، وان گه گلی نچیدن

آسایشی ز کوشش در عاشقی ندیدیم

تا کی توان فروغی دنبال دل دویدن

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حسنی در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۴ نوشته:

در بیت ششم مصرع اول چرا شکست وزنی دارد؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محسن در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۷ نوشته:

دانی نشانه ای از تفسیر دوستی چیست---
پیشنهاد میشود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر فرشیدفر در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۶ نوشته:

در بیت پنجم مصرع دوم * یارب به تو که آموخت این شیوه رمیدن * صحیح است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.