گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۲

 
فروغی بسطامی
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات
 

با آن غزال وحشی گر خواهی آرمیدن

چندین هزار احسنت می‌بایدت کشیدن

روزی اگر در آغوش سروی کشی قباپوش

سهل است در محبت پیراهنی دریدن

سر حلقهٔ سلامت در دام او فتادن

سرمایهٔ ندامت از بام او پریدن

پیمانهٔ حیاتم پر شد فغان که نتوان

پیمان ازو گرفتن، پیوند از او بریدن

آهوی چشمش آخر رامم نشد به افسون

یارب به دو که آموخت این شیوه رمیدن

دانی که از تفسیر دوستی چیست

از جان خود گذشتن، در خون خود تپیدن

قاصد رسید و مردم از رشک خود که نتوان

پیغام آشنا را از دیگری شنیدن

هیچ از تو حاصلم نیست دردا که عین خار است

در پای گل نشستن، وان گه گلی نچیدن

آسایشی ز کوشش در عاشقی ندیدیم

تا کی توان فروغی دنبال دل دویدن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حسنی نوشته:

در بیت ششم مصرع اول چرا شکست وزنی دارد؟

👆☹

سید محسن نوشته:

دانی نشانه ای از تفسیر دوستی چیست—
پیشنهاد میشود

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.