گنجور

شمارهٔ ۷

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات
 

مژده آمدنت داد صبا دوران را

رونق عهد شبابست دگر ایمان را

ای صبا گر به مقیمان درش بازرسی

برسان بندگی و خدمت مشتاقان را

گر به منزلگه آن نایب حق ره یابم

خاک‏ روب در آن خانه کنم مژگان را

رفعت پایه ما خدمت اهل البیت است

نیست حاجت که بر افلاک کشیم ایوان را

بنده آل نبی باش که در کشتی آل

هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را

ترسم آن خیره که بر شیعه او می‏خندد

در سر کار تشیع کند آخر جان را

ماه کنعانی من! مسند مصر آن تو شد

وقت آنست که بدرود کنی زندان را

یک نظر دیدن رویت ز خدا خواهد فیض

در سرش آن که به پای تو فشاند جان را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.