گنجور

شمارهٔ ۵۶

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات
 

کی باشد آن که مهدی ما پرده‏در شود

وین راز سر به مهر به عالم ثمر شود

گویند کار ما ز قدومش نکو شود

آری شود ولیک به خون جگر شود!

ای خوش دمی که در قدم او بود سرم

از دست غم خلاص من آن دم مگر شود

از هر کرانه تیر دعا کرده‏ام روان

باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

آن رفعتی که هست جناب تو را امام

کی با تو دست کوته من در کمر شود

وین قصر سلطنت که توأش ماه منظری

سرها بر آستانه آن خاک در شود

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من

آری به یمن لطف شما خاک زر شود

در تنگنای حیرتم از اهل روزگار

یارب مباد اهل ستم معتبر شود

گر بد شده است وضع جهان در فراق او

رو شکر کن مباد که ازین بد بتر شود

غیر از تشیع به زبان نکته‏ها بسی

باید که تا کسی به خدا راهبر شود

شکر خدا که فیض به آن نکته‏ها رسید

روزی کند خدا که به آن کارگر شود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.