گنجور

شمارهٔ ۳۹

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات
 

تو را امام زمان گر در اختفاست صلاح

صلاح ما همه آنست کان تو راست صلاح

نمود غیبت تو سرّ جاعل الظلمات

ظهور کن، بنما سرّ فالق الاصباح

فروغ طلعت تو دیده را کند روشن

حدیث لعل لبت روح را چشاند راح

حضور تو ندهد دست تا نخواهد حق

هزار سال اگر صد چو من کنند الحاح

ز دیده‏ام شده یک چشمه در کنار روان

که آشنا نتواند میان آن ملاح

مرا اگرچه وصال شما میسر نیست

به ذکر و فکر شما هست لیک امید فلاح

به جز حدیث شما بر زبان فیض مباد

همیشه تا که بود گردش مسا و صباح



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور