هر جمالی که بر افروخت خریدار شدیم
هر که مهرش دل ما برد گرفتار شدیم
کبریای حرم حسن تو چون روی نمود
چار تکبیر زدیم از همه بیزار شدیم
پرتو حسن تو چون تافت برفتیم از هوش
چونکه هوش از سر ما رفت خبردار شدیم
در پس پردهٔ پندار بسر میبردیم
خفته بودیم زهیهای تو بیدار شدیم
ساغری ساقی ارواح فرستاد از غیب
نشاءهاش بیخودئی داد که هشیار شدیم
بار دانش که چهل سال کشیدیم بدوش
بیکی جرعه فکندیم و سبکبار شدیم
مصحف روی و حدیث لبت از یاد برد
هر چه خواندیم و دگر بر سر تکرار شدیم
شربت لعل لبت بود شفای دل ما
بعبث ما ز پی نسخهٔ عطار شدیم
روز ما نیکتر از دی دی ما به ز پریر
سال و مه خوش که به از بار وز پیرار شدیم
هر چه دادند بما از دگری بهتر بود
تا سزاوار سراپردهٔ اسرار شدیم
در دل و دیدهٔ ما نور تجلی افروخت
تا به نیروی یقین مظهر انوار شدیم
سر ز دریای حقایق چه برون آوردیم
بر سر اهل سخن ابر گهر بار شدیم
راه رفتیم بسی تا که بره پی بردیم
کار کردیم که تا واقف این کار شدیم
آشنا فیض ازینگونه سخن بهره برد
نزد بیگانه عبث بر سر گفتار شدیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر اقرار میکند که با جمال و زیباییهای الهی و عشق به آن، به طور کامل مجذوب و گرفتار شدهاند. در آن به تکبیر گفتن در برابر کبریای حسن خدا اشاره شده و به بیداری و رفتن به سوی حقایق پس از مدتها خواب آلودگی پرداخته میشود. شاعر تجربیات و دانشهای خود را نابود میبیند و از نوشیدن شربت عشق خدا، به شناخت و سبکباری میرسد. در نهایت، او به ایمان و یقین میرسد و به این پرسش که انسان در تلاشهای خود چه یافته، پاسخ میدهد که در این مسیر به مظهر انوار و حقایق الهی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: هر زیبایی که توجه ما را جلب کرد، به آن علاقهمند شدیم و هر کسی که محبتش دل ما را تسخیر کرد، ما در دام او گرفتار شدیم.
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی و شکوه حرم حسن جلوهگر شد، ما از همهچیز رخت بربستیم و در حال خوشحالی و شکرگزاری، با صدای بلند تکبیر (اللهاکبر) گفتیم.
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی تو مانند پرتو نور تابید، ما از خود بیخود شدیم؛ چون هوش و حواسمان را از دست دادیم، بعد متوجه شدیم که چه اتفاقی افتاده است.
هوش مصنوعی: ما در دنیای خیال و تصورات خود غرق بودیم و بیخبر به خواب رفته بودیم، اما با بیدار شدن از تأثیرات تو، چشمهامان باز شد و واقعیات را دیدیم.
هوش مصنوعی: پیشکشهای دلانگیزی از عالم غیب برای ما فرستاده شد که باعث شد دچار حالتی از مستی شویم و از حالت هوشیاری خارج شویم.
هوش مصنوعی: ما چهل سال بار علم و دانش را به دوش کشیدیم، اما یک جرعه از معرفت را که نوشیدیم، از آن بار سنگین رهایی یافتیم و سبکبال شدیم.
هوش مصنوعی: روی تو قرآن و سخنان لبت را فراموش کردهایم، هر چه را خواندیم باز هم در تکرار آن باقی ماندهایم.
هوش مصنوعی: شربت قرمز لبهای تو درمان دل ماست، ما بیهوده در پی دارویی از عطار گشتیم.
هوش مصنوعی: امروز ما بهتر از دیروز است و روزهای ما از سال و ماه هم خوشتر است، زیرا به جای باران و سختی، به روزهای آرام و دلنشین رسیدهایم.
هوش مصنوعی: هر چه از دیگران به ما رسید، بهتر از آن بود که شایستهٔ درک رازها و اسرار گردیم.
هوش مصنوعی: در دل و چشمان ما نور الهی روشن شد، تا با قدرت یقین به نمایان شدن نورهای الهی دست یابیم.
هوش مصنوعی: از عمق حقایق، آنچه به دست آوردیم، مانند بارانی از جواهرات بر سر اهل سخن نازل شدیم.
هوش مصنوعی: ما مدت زیادی را در مسیر قدم زدیم و تلاش کردیم تا به حقیقتی پی ببریم و در نهایت به نتیجهای دست یافتیم که به این کار واقف شدیم.
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از این است که وقتی با کسی آشنا هستیم، میتوانیم از لطافت و زیبایی کلام بهرهمند شویم، اما وقتی با کسی که به ما نزدیک نیست صحبت میکنیم، این گفتگو ممکن است بیفایده و بینتیجه به نظر برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا بخندید لبت واقف اسرار شدیم
تا بدیدیم رخت طالب دیدار شدیم
باد بوی تو شبی از خُم خمّار آورد
ما بدان بوی مقیم در خمار شدیم
در قدح رنگ لبت بود، لبش بوسیدم
[...]
مست بودیم بگلبانگ تو هشیار شدیم
خفته بودیم بآواز تو بیدار شدیم
شوری از میکده عشق تو در جان افتاد
فارغ از خرقه و سجاده و زنار شدیم
همه گفتند که: او عازم خمار شدست
[...]
هر جمیلی که بدیدیم بدو یار شدیم
هر جمالی که شنیدیم گرفتار شدیم
پیش هر لاله رخی ناله و زاری کردیم
چون بدیدیم ترا از همه بیزار شدیم
خار اغیار بسر پنجه غیرت کندیم
[...]
پنبه در گوش نهادیم و خبردار شدیم
بار بر دوش گرفتیم و سبکبار شدیم
زهرها تعبیه در شهد تمنّا بودست
مفت ما بود که ناخورده خبردار شدیم
جام لبریز به ما دستِ هوس میپیمود
[...]
آخر از کعبه مقیم در خمار شدیم
به یکی رطلگران سخت سبک سار شدیم
عالم بی خبری طرفه بهشتی بودهست
حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم
دست غیب ار بدرد پردهٔ ما را نه عجب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.