از دلم بس ناله بیرون میکشم
وز جگر بس کاسهٔ خون میکشم
بر درت میآورم صد گون نیاز
تا ز تو یک ناز بیرون میکشم
عشوهای را کآورد در گردشم
عشوهها از چرخ گردون میکشم
خون دل ریزم به جای می به جام
خون به جای آب گلگون میکشم
مطربا چون دست بر قانون کشند
ناله من هم به قانون میکشم
چند تبسم میکنی خون میخورم
حسرتی زان لعل میگون میکشم
گر کند رطل گران دریا دلی
من ز خون دیده جیحون میکشم
بر سر راهت فتاده خوار و زار
خویش را در خاک و در خون میکشم
کاسههای زهر هجران ترا
هیچ میدانی که من چون میکشم
گر کشند از دست دشمن جورها
من ز دست دوست افزون میکشم
طالع شوریدهٔ دارم چو فیض
این همه از بخت وارون میکشم
محنت و بیدادم از دست خود است
حاش لله کی ز گردون میکشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنجی که به خاطر عشق و جدایی احساس میکند، سخن میگوید. او به توصیف حال و روز خود میپردازد و از نالهها و آههای دلش میگوید. به درگاه محبوب رنجکشیده و نیازمند میآید و در تلاش است تا محبت و ناز او را جلب کند. شاعر حسرتها و غمهایش را به تصویر میکشد و از خون دل خود به جای شراب صحبت میکند. او همچنین به وضعیت سختش اشاره میکند که از دست دشمنان و حتی دوستانش رنج میکشد و در نهایت به نامساعدی بخت و تقدیر خود lament میکند. احساسات عمیق او نشاندهندهی عشق و فراق است که او را به شدت آزار میدهد.
هوش مصنوعی: از دل من نالههای زیادی بیرون میآید و از عمق وجودم خون زیادی جاری میشود.
هوش مصنوعی: من به درگاه تو با خلوص صدها خواسته و نیاز میآیم تا از تو تنها یک ناز و دلربایی بگیرم.
هوش مصنوعی: عشوهای که به من تقدیم شد، باعث میشود که من از چرخش روزگار، بسیاری از زیباییها و جاذبهها را جذب کنم.
هوش مصنوعی: من به جای شراب میمیرم و خون دل میریزم و به جای آب، مایعی سرخ و گلگون میآورم.
هوش مصنوعی: ای نوازنده، وقتی که تو نوا را آغاز میکنی و بر آوای خود تسلط مییابی، من نیز احساسات و نالههایم را با همان ریتم و لحن تو بیان میکنم.
هوش مصنوعی: هر بار که تو لبخند میزنی، من از غم و حسرتی که از زیبایی تو دارم، رنج میبرم.
هوش مصنوعی: اگر وزن سنگینی از دریا بر دل من بنشیند، من از خون دیدهام مانند جیحون خون خواهم ریخت.
هوش مصنوعی: در مسیر تو، خودم را در حالتی حقیر و ناتوان میبینم و برای پیشرفت تو، سختیهای زیادی را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: آیا میدانی که من چه درد و رنجی را از دوری تو تحمل میکنم؟ کاسههای زهر جدایی تو را به وضوح حس میکنم.
هوش مصنوعی: اگر از دست دشمنانم به من آسیب برسد، از طرف دوستانم بیشتر متحمل میشوم.
هوش مصنوعی: من به دلیل بخت بدی که دارم، از زندگیام بهرهای نمیبرم و همواره دچار ناراحتی و آشفتگی هستم.
هوش مصنوعی: رنج و درد و ظلمی که به من میرسد، از خودم است و نمیتوانم این موضوع را به گردن آسمان بیندازم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دامن دل از تو در خون میکشم
ننگری ای دوست تا چون میکشم
از رگ جان هر شبی در هجر تو
سوی چشم خونفشان خون میکشم
گرچه چون کاهی شدم از دست هجر
[...]
گر بگویم خون شود در کوه سنگ
آنچه من از دور گردون میکشم
کس نداند چون منی دیوانهای
جور این گردون دون چون میکشم
گردهام خون میشود تا گردهای
[...]
از معانی مغز بیرون میکشم
معنوی داند که من چون میکشم
بسته دارم تا نظر در صورتی
معنی هر لحظه بیرون میکشم
لیلیی دارم که نتوان دیدنش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.