کنم اندیشهٔ دنیا شود عقبا فراموشم
کنم اندیشه عقبا شود دنیا فراموشم
بیا اندیشه باقی کنم کان جای اندیشه است
ز فانی بر کنم دل تا شود یکجا فراموشم
کسی کز وی من آبادم دمی نگذارد از یادم
ولی از عزو استغنا کند خود را فراموشم
شوم غافل از و هر دم دگر آید فرا یادم
بیادش گویم ای مقبل مشو جانا فراموشم
مرا تا بینمت سیر و بیادم آر چون رفتی
بیا اینجا در آغوشم مکن آنجا فراموشم
دل اندر عهد او بستم بامید وفا داری
چو دانستم که خواهد کرد بیپروا فراموشم
مرا آن یار میگوید بیادم دار پیوسته
نه امروزم بیاد آری کنی فردا فراموشم
اگر پیوسته نتوانی گهی در خاطرم میدار
بیادی چون مرا هر جا مکن یکجا فراموشم
بیادی چون مرا هر دم سزد گاهی کنی یادم
روی یکدم گر از یادم مکن الا فراموشم
چو فیض از دین و از دنیا گذشتم بهر یاد او
بآن غایت که شد هم دین و هم دنیا فراموشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تضاد بین دنیا و آخرت اشاره میکند و تمایلش را به فراموشی دنیا و توجه به آخرت و یاد خدا بیان میکند. او از عواطف و یادهایی که از یک شخص مهم در زندگیاش دارد صحبت میکند و میگوید حتی با وجود عشق و وابستگی، در تلاش است که خود را از این یادها رها کند و به یاد خدا و حقیقت بپردازد. شاعر اغلب به این نکته میرسد که در حیات مادی و معنویش، باید یاد خدا را در اولویت قرار دهد و از آنچه فانی است فاصله بگیرد. به طور کلی، این شعر بیانگر struggles (مبارزات) عاطفی شاعر و تلاش برای جستجوی حقیقت و پیوند با ذات الهی است.
هوش مصنوعی: اگر به فکر دنیا باشم، آخرت را فراموش میکنم و اگر به فکر آخرت بروم، دنیا از یادم میرود.
هوش مصنوعی: بیا قرار بدهیم که فکر کنیم، چون این مکان، جای فکر کردن است؛ بگذار از دل فانی و زودگذر فاصله بگیرم تا همه چیز را یکجا فراموش کنم.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر او من زندگیام را سرشار از خوشی میکنم، هرگز من را فراموش نمیکند، اما او به علت خودکفایی و بینیازی، من را از یاد میبرد.
هوش مصنوعی: من غافل هستم، اما هر لحظه یاد او به سراغم میآید. وقتی به یادش میافتم، به او میگویم: ای محبوب، فراموشم نکن.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو را ببینم دلگردان میشوم و به یاد تو میافتم. وقتی رفتی، اینجا در آغوشم نیا، چون آنجا فراموشم میکنی.
هوش مصنوعی: دل خود را در زمانی که به او امید وفاداری داشتم، بستم. اما وقتی فهمیدم که به راحتی میتواند مرا فراموش کند، ناامید شدم.
هوش مصنوعی: آن محبوب به من میگوید که همیشه مرا به یاد داشته باش. اما من امروز در یاد تو هستم و میترسم که فردا فراموشم کنی.
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی همیشه در یادم باشی، حداقل گاهی به یادم بیاور. فقط مرا هرگز به طور کامل از یادت نبر.
هوش مصنوعی: هر دم که به یاد من میافتی، سزاوار است که گاهی هم یادم کنی. اما اگر لحظهای از یادم رفتی، فقط فراموشم کن.
هوش مصنوعی: وقتی که از دین و دنیای مادّی عبور کردم و تنها به یاد او پرداختم، به جایی رسیدم که هم دین و هم دنیا برایم فراموش شدند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دو عالم شد ز یاد آن سمن سیما فراموشم
به خاطر آنچه می گردید شد یکجا فراموشم
نمی گردد ز خاطر محو چون مصرع بلند افتد
شدم خاک و نشد آن قامت رعنا فراموشم
چه فارغ بال می گشتم درین عالم اگر می شد
[...]
زبان و سود، شد در عشق بی پروا فراموشم
خیال آخرت، گردید چون دنیا فراموشم
گِل کوثر زنم از بی نیازی بر در جنّت
نخواهد شد اگر در محشر، استغنا فراموشم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.