گنجور

 
فیض کاشانی

آنکه پنهانست از چشم کسان پیداست کیست

در دل هر ذره خورشید نهان پیداست کیست

آنکه دارد آسمانرا تا نیفتد بر زمین

هم زمین را تا بجنبد هر زمان پیداست کیست

سر نه پیچد هیچیک از حلقة فرمان او

کارفرمای زمین و آسمان پیداست کیست

آنکه زو پیداست هر پیدا و هر پیدائی

باز در پیدا و پیدائی نهان پیداست کیست

ظاهر باطن نما و باطن ظاهر نما

در عیان پیدا و در پنهان عیان پیداست کیست

آنکه او پیداست چون خورشید نزد عارفان

در نقاب از دیدة نامحرمان پیداست کیست

آنکه روی گلعذارانرا طراوت داد و رنگ

تا بریزد آب و رنگ عاشقان پیداست کیست

آنکه حسن خوبرویان پرتوی از حسن اوست

هر جمیلی می دهد از وی نشان پیداست کیست

آنکه بهر او زمین بی خود فلک سرگشته است

کوه ازو نالان و دریا در فغان پیداست کیست

آنکه هر دم صد قیامت آشکارا میکند

در دل دانا نهان از جاهلان پیداست کیست

آنکه شوری در دل هر ذرة افکنده است

جمله عالم زوست در آه و فغان پیداست کیست

آنکه جسم و جان ازو پیدا و او از جسم و جان

ذات پاک او بری از جسم و جان پیداست کیست

آنکه او آئینة کونست و کون آئینه اش

برضمیر بی غبار عارفان پیداست کیست

آنکه مقصود منست از گفتن بیت و غزل

نزد صاحب دل چو خورشید جهان پیداست کیست

گرنداند اهل شک فیض از که میگوید سخن

نزد ارباب بصیرت بیگمان پیداست کیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
شمس مغربی

آنکه او در هر لباسی شد عیان پیداست کیست

وانکه هست از جمله عالم نهان پیداست کیست

آنکه از بهر تماشا آمد از خلوت برون

تا همه عالم بدیدندش عیان پیداست کیست

آنکه چون آمد بصحرای جهان ما ظهور

[...]

قاسم انوار

آنکه دل بر دست و دارد قصد جان پیداست کیست

وآنکه رو بنمود و دل برد از میان پیداست کیست

آنکه از هر ضرب شمشیرش دمادم میرسد

عاشقان را صد حیات جاودان پیداست کیست

آنکه از روی حقیقت عاشق و معشوق اوست

[...]

صائب تبریزی

شمع فانوس خیال آسمان پیداست کیست

شعله جواله این دودمان پیداست کیست

آن به دل نزدیک دور از چشم، کز لطف گهر

در جهان است و برون است از جهان پیداست کیست

مجلس آرایی که چون جان جلوه پیدایی اش

[...]

اسیر شهرستانی

صیقل رسوایی راز نهان پیداست کیست

مو به مویم تا به مغز استخوان پیداست کیست

خار و گل در باغ دل جوش انا الحق می زنند

شبنم یکرنگی این بوستان پیداست کیست

دیده آیینه اختر شناسان کور باد

[...]

سعیدا

جستجوی جان جانان کن که جان پیداست کیست

میزبان را شو شناسا میهمان پیداست کیست

چون شنیدم رمز «الرحمن علی العرش استوا»

بر سریر آسمان بنشسته آن پیداست کیست

جز درون دیده، خوبان راه نتوانند کرد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه