گنجور

بخش ۵

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » ضحاک
 

نشد سیر ضحاک از آن جست جوی

شد از گاو گیتی پر از گفت‌گوی

دوان مادر آمد سوی مرغزار

چنین گفت با مرد زنهاردار

که اندیشه‌ای در دلم ایزدی

فراز آمدست از ره بخردی

همی کرد باید کزین چاره نیست

که فرزند و شیرین روانم یکیست

ببرم پی از خاک جادوستان

شوم تا سر مرز هندوستان

شوم ناپدید از میان گروه

برم خوب رخ را به البرز کوه

بیاورد فرزند را چون نوند

چو مرغان بران تیغ کوه بلند

یکی مرد دینی بران کوه بود

که از کار گیتی بی‌اندوه بود

فرانک بدو گفت کای پاک دین

منم سوگواری ز ایران زمین

بدان کاین گرانمایه فرزند من

همی بود خواهد سرانجمن

ترا بود باید نگهبان او

پدروار لرزنده بر جان او

پذیرفت فرزند او نیک مرد

نیاورد هرگز بدو باد سرد

خبر شد به ضحاک بدروزگار

از آن گاو برمایه و مرغزار

بیامد ازان کینه چون پیل مست

مران گاو برمایه را کرد پست

همه هر چه دید اندرو چارپای

بیفگند و زیشان بپرداخت جای

سبک سوی خان فریدون شتافت

فراوان پژوهید و کس را نیافت

به ایوان او آتش اندر فگند

ز پای اندر آورد کاخ بلند



🖰 در مرورگرهای رومیزی با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حسین نوشته:

عجب.. پس البرزکوه در هندوستان قرار دارد. حححححکیم فردوسی

👆☹

گمنام نوشته:

جناب حسین،
نخست اینکه سخن از سر مرز هندوستان است و نمی فرمایہد البرز کوه در هندوستان ،
دو دیگر نامهای تاریخی که امروز می شناشیم نه هم آنند که به روزگاری که حکیم از آن سخن میگوید ،بودند. البرز امروزی هم نامی به گمانم در گرجستان دارد( و از کجا در هندوستان نداشته است؟؟)بسیاری نامهای شاهنامه را می توانید در غرب ایران جستجو کنید ( خلاف آنچه کسانی میکوشند هر چه بیشتر به شرق برانندمان) مازندران نه همین تبرستان امروزی است.” ور جمشید کرد ” همان شهر زیر زمینی است که چندی پیش با آب و تاب در فلات آسیای کوچک به پیدایی آمد
حتا شهرهای کهن ایران در گذشته نامهایی دیگر داشته اند؛ کرمان گواشیر بوده است و سپاهان جی
و بیت المقدس ” گنگ دژ هوخت ”
امید که کسانی به جستجوی این نام جای ها بر آیند
در زمانه ای که کسانی بیهوده در جستجوی بقایای کشی نوح اند!!

👆☹

رضا نوشته:

ال به معنی کوه که در الوند و الموت هم دیده میشه و برز هم به معنی بزرگ پس البرز یعنی کوه بلند و منظور حکیم از کوه بلند که در هتدوستان هست همون هیمالیا هستش. وقتی منظور فردوسی کوهی در شمال ایران هست از کلمه دماوند استفاده میکنه.در ادامه داستان هم ضحاک در کوه دماوند به بند کشیده میشه

👆☹

رضا نوشته:

با درود
باید به این مورد توجه کنیم که شاهنامه امروز که دست ماست سرشار از افزوده های شعرای جیره خوار دستگاه محمود غزنوی است. استاد فریدون جنیدی در جلد صفرم یا پیش گفتار ویرایش شاهنامه خود بتفصیل این عارضه را بررسیده اند. این شعرا گاه به منظور تفسیر ابیات، گاه برای چاپلوسی محمود و حتا برادرش و گاهی حتی بدون دلیل و فقط برای افزایش دستمزد ابیاتی را افزوده اند. این بیت نیز به نظر افزوده است چرا که هنگام باز آمدن فریدون از البرز کوه هیچ اشاره دوباره ای به هندوستان نمی شود. همچنین پی بریدن به معنای ترک کردن است نه وارد شدن. افزاینده را گمان بر آن بوده است که جادوستان ایران است که فرانک می خواهد از آن پی ببرد و تازه به مرز هندوستان برود. روشن است که در ادبیات کهن منظور از جادوستان هندوستان بوده است و گواه بر این مدعا بسیار است. البته منظور از البرز کوه این رشته کوه البرز نیست. همه اتفاقات شاهنامه تا قیل از ساسانیان در خراسان بزرگ رخ داده است. کوهی به نام البرز در تاجیکستان که همان ایرانوبج است وجود دارد. استاد جنیدی با اسناد بسیار مکان دقیق این حوادث را در کتاب داستان ایران با ذکر اسناد متعدد مشخص کرده اند.
البته مقصود از مازندران همین مازندران فعلی است.

👆☹

آثار خوشنویسی و نگارگری مرتبط با اشعار را معرفی کنید