گنجور

بخش ۱

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » ضحاک
 

چو ضحاک شد بر جهان شهریار

برو سالیان انجمن شد هزار

سراسر زمانه بدو گشت باز

برآمد برین روزگار دراز

نهان گشت کردار فرزانگان

پراگنده شد کام دیوانگان

هنر خوار شد جادویی ارجمند

نهان راستی آشکارا گزند

شده بر بدی دست دیوان دراز

به نیکی نرفتی سخن جز به راز

دو پاکیزه از خانهٔ جمشید

برون آوریدند لرزان چو بید

که جمشید را هر دو دختر بدند

سر بانوان را چو افسر بدند

ز پوشیده‌رویان یکی شهرناز

دگر پاکدامن به نام ارنواز

به ایوان ضحاک بردندشان

بران اژدهافشن سپردندشان

بپروردشان از ره جادویی

بیاموختشان کژی و بدخویی

ندانست جز کژی آموختن

جز از کشتن و غارت و سوختن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » درفش کاویانی » آوا خوانی (بر اساس آواهای باستانی هوره و مور)

شهرام ناظری » درفش کاویانی » پادشاهی ضحاک

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نیکی نوشته:

واقعا این سایت عالی است من تمام سعی خود را میکنم که این سایت را به همه معرفی کنم!!!

امیررضا نوشته:

در بیت سوم باید واژه آیین به جای کردار استفاده شود . بر اساس نسخه ژول مل .
نهان گشت آیین فرزانگان / پراکنده شد کام دیوانگان …مشهود است که استفاده از واژه کردار به جای آیین مفهوم بیت را تغییر خواهد داد .

حمیدرضا نوشته:

به نظر میرسد که در بیت نهم:
” ایوان ضحاک بردندشان

بران اژدهافشن سپردندشان”

به جای واژه ی “اژدهافش” (اژدها مانند) “اژدهافشن” به اشتباه تایپ شده است.

ابراهیم نوشته:

فرهنگ غنی شاهنامه این مانیفیست رهایی بخش ملت های در بندژرف تر است تر از آن است که به اندیشه ما می آید اما این نمیتواند بهانه باشد که این نوشته مقدس در سینه ما و در روح ما جریان نداشته باشد .وچون ظرفیت درک همه دقایق آنرا نداریم از لایه های سطحی تر آن استفاده نکنیم همین که اشغال گران این آب و خاک ودشمنان فرهنگ وآیین مینوی این کتاب والا را قرآن العجم نامیده اند کافی تا در اشائه آن از هیچ کوششی فرو گذار نگردد .لذا کوشش شما سزاوار ستایش است وخرمی پخش اندیشه والای شاهنامه گوارایتان باد
ویژگی ذداستان ضحاک تکرار آن در تاریخ ایران است آنجا که اندیشه ها سرکوب میشوند و کتاب ها در آتش بی خردی کور دلان به آتش کشانده میشود .هنر در انواع مختلف خوار میگردد موسیقی که درد دل توده هاست در آخرین نفس تنگی حرام میشود کتاب خانه عظیم به خاکستر بدل میشوند و اندیشه و افکار و رووح روان انسان ها مسخ میگردد آموزش های اهریمنی میدهند
دیو سرتان به تدوین اندیشه های اهریمنی مینشینند ایوان مداین قالی نفیس تکه پاره و هر کس سهمی خود را بر میدارد به حیثیت انسان ها تجاوز میشود و….چه دارویی بهتر از سخن دانای طوس میتواند کار ساز و چه آستانی هتر از کاخ بی گزند این معمار مطلق میتواند پناهگاه باشد
دراین بخش نخست

محسن نوشته:

سلام
در ابتدا گمان من این بود که این ابتکار جالب(این سایت)،محیطی مناسب برای توجه هرچه بیشتر به فرهنگ وادب است،
اما با سیر اجمالی در قسمتها ی مختلف وخاصه در حاشیه ها،این امر مورد تردید من وهموندان قرار گرفت…
جایی که امثال “ابراهیم “ها به اعتقادات و تفکرات ومنویات عده ی کثیری اهانت میکنند،بهیچ وجه و سرسوزنی هم نمیشود به مفاهیم بلندی چون فرهنگ،ادب،شعر و…تفکر کرد
به امید هدایت گمراهان…

امین کیخا نوشته:

محسن جانم با درود به تو همین که شما آرام خرده گیری میکنی سپاسگذارم من از شما تقاضا میکنم انچه که راجع ادبیات فکر میکنی بنویسی تا دیگران هم بیاموزند البته همه مردم مانند هم فکر نمی کنند و توهین در صورت اشکار بودن ، پیش همه زشت است و نباید در جایگاهی ادبی صورت پذیرد کاش بمانی و بنویسی ادبیات ما سراسر خدا شناسی است نگران نباش و به دیگرانی که اشکارا دشنام نمی دهند
نستیز . باید همه بردبار باشیم . و به حق و راستی سفارش کنیم و به شکیبایی .

سلمان یوسفی نوشته:

به نظر من ضحاک برابر نمرود است ( آژی دهاک=آتش دهنده) . کسی که حضرت ابراهیم (ع) را در آتش نهاد .

رضا 65 نوشته:

ضحاک خود من است وتصویری از منها با تفاوت نامها تا ضحاک هزار ساله کند جدل را .پس ای چون من کوتاه کن تصور من بجنگ با اهریمن

جمشید نوشته:

شناخت ضحاک ، بدون شناخت مار ها شدنی نیست و در روزگار من ، مار های بر دوش ضحاک ، کارمندان فرمانبرداری هستند که برای رسیدن به رشوه ، بر راه مردم سنگ می اندازند و آزار «مخ خواری» را به جان مردم می اندازند که اسباب همه مرگ های سی و پنج سال گذشته بوده است .

درسا نوشته:

ابراهیم حق مطلب رو ادا نمودی آفرین

کیادرویش نوشته:

عالی و زیبا بود ولی کوتاه بود.

حمید -م نوشته:

بیت ۶ تا ۸ در لغت نامه دهخدا هنگام توضیح در مورد وازه های شهرناز و ارنوازاینگونه به ثبت رسیده
دو پاکیزه از خانه ٔ جمشید
برون آوریدند لرزان چو بید
که جمشید را هر دو خواهر بدند
سر بانوان را چو افسر بدند
ز پوشیده رویان یکی شهرناز
دگر ماهروئی بنام ارنواز.

یعنی این دو را خواهر جمشید به حساب آورده در حالیکه در سایت دختر به ثبت رسیده اگرچه سخن در این باب مختلف می باشد
و بجای کلمه پاکدامن ماهرویی بکار برده که وزن آن با پوشیده رویی در مصرع قبل هماهنگ تر بنطر می رسد
شاد و پیروز باشید

حمید -م نوشته:

من هم با نظر حمیدرضا که گفته اند در بیت نهم :به جای واژه ی “اژدهافش” (اژدها مانند) “اژدهافشن” به اشتباه ثبت شده است موافقم نظیر این بیت دیگر شاهنامه :
همان‌گه یکی اژدهافش درفش
پدید آمد و گشت گیتی بنفش
چه خوب است این کلمه در سایت درست شود

ابتین نوشته:

بنظرم اینطوری این شعر به واقعیت بیشتر شبیه بشه -جناب فردوسی از تغییر ی در شعر میدم معذرت میخام
نهان گشت ایین فرزانگان پراکنده شد نام دیوانگان

فرید نوشته:

واقعا باید از اشخاصی که چنین سایت ها را میسازند سپاسگزاری نمود من که سن بیشتر از چهارده سال ندارم میدانم که حماسه بمعنای شجاعت ودلاوری است. سپاس از همه

میلاد نوشته:

جناب ابراهیم واقعا از حاشیه ای که نوشتید لذت بردم
دوستانی که خرده می گیرند اول گوشه چشمی به عقاید و کتب مربوط به عقاید خود بندازن تا متوجه بشن که در مقدس ترین اون ها هم بدترین نوع از فحاشی ها و حرمت شکنی ها و ناسزاها به مخالفان نسبت داده شده
حال جناب ابراهیم بسیار شایسته تر و نجیب تر از اون کتاب ها نظر خودشون رو اعلام کردن و من به عنوان یک هموطن از خوندن نظر ایشون واقعا لذت بردم.

محمد نوشته:

چه قدر زیبا است این داستان وچه قدر مطابقت دارد با حقیقت عالم .دوستان عزیز تر از جانم اشاره فرمودندبه بعضی از تعابیر در مورد مارها وضحاک وچه خوش اشارت فرمودند به نظر این کمترین نیز این دوافعی همان رشوه وجاسوسی وسخن چینی میباشد که خورنده مغزهااست .از سایت ارجمند وآزاد اندیش وفخیم..پاینده باشید

شهروز کبیری نوشته:

با درود خدمت اساتید پاک مغز
در باب بیت آغازین این قسمت، یعنی:

چو ضحاک شد بر جهان شهریار
برو سالیان انجمن شد هزار

تعبیر جالب شنیدم که در میان گذاشتن آن با شما خالی از لطف نیست. میتوان اینگونه تعبیر کرد که از آنجا که حکومت ظلم و دیکتاتوری، سراسر سختی و دشواری است، پس هر لحظه آن هزار لحظه می نماید. بنابراین شهریاری ضحاک نیز اگرچه چند سال بوده باشد، اما چون هزار سال مینماید. چنان که رضی الدین ارتیمانی میفرماید:
عمر اگر خوش گذرد زندگی خضر کم است
ور به تلخی گذرد نیم نفس بسیار است

کانال رسمی گنجور در تلگرام