بخش ۸ - ساخت دیوار بزرگ در برابر ترکان
ز گرگان به ساری و آمل شدند
به هنگام آواز بلبل شدند
در و دشت یکسر همه بیشه بود
دل شاه ایران پراندیشه بود
ز هامون به کوهی برآمد بلند
یکی تازیی برنشسته سمند
سر کوه و آن بیشهها بنگرید
گل و سنبل و آب و نخچیر دید
چنین گفت کای روشن کردگار
جهاندار و پیروز و پروردگار
تویی آفرینندهٔ هور و ماه
گشاینده و هم نماینده راه
جهان آفریدی بدین خرمی
که از آسمان نیست پیدا زمی
کسی کو جز از تو پرستد همی
روان را به دوزخ فرستد همی
ازیرا فریدون یزدانپرست
بدین بیشه برساخت جای نشست
بدو گفت گوینده کای دادگر
گر ایدر ز ترکان نبودی گذر
ازین مایهور جا بدین فرهی
دل ما ز رامش نبودی تهی
نیاریم گردن برافراختن
ز بس کشتن و غارت و تاختن
نماند ز بسیار و اندک به جای
ز پرنده و مردم و چارپای
گزندی که آید به ایران سپاه
ز کشور به کشور جزین نیست راه
بسی پیش ازین کوشش و رزم بود
گذر ترک را راه خوارزم بود
کنون چون ز دهقان و آزادگان
برین بوم و بر پارسازادگان
نکاهد همی رنج کافزایشست
به ما برکنون جای بخشایست
نباشد به گیتی چنین جای شهر
گر از داد تو ما بیابیم بهر
همان آفریدون یزدانپرست
به بد بر سوی ما نیازید دست
اگر شاه بیند به رای بلند
به ما برکند راه دشمن ببند
سرشک از دو دیده ببارید شاه
چو بشنید گفتار فریادخواه
به دستور گفت آن زمان شهریار
که پیش آمد این کار دشوار خوار
نشاید کزین پس چمیم و چریم
وگر تاج را خویشتن پروریم
جهاندار نپسندد از ما ستم
که باشیم شادان و دهقان دژم
چنین کوه و این دشتهای فراخ
همه از در باغ و میدان و کاخ
پر از گاو و نخچیر و آب روان
ز دیدن همی خیره گردد روان
نمانیم کین بوم ویران کنند
همی غارت از شهر ایران کنند
ز شاهی وز روی فرزانگی
نشاید چنین هم ز مردانگی
نخوانند بر ما کسی آفرین
چو ویران بود بوم ایران زمین
به دستور فرمود کز هند و روم
کجا نام باشد به آباد بوم
ز هر کشوری مردم بیش بین
که استاد بینی برین برگزین
یکی باره از آب برکش بلند
برش پهن و بالای او ده کمند
به سنگ و به گچ باید از قعر آب
برآورده تا چشمهٔ آفتاب
هر آنگه که سازیم زین گونه بند
ز دشمن به ایران نیاید گزند
نباید که آید یکی زین به رنج
بده هرچ خواهند و بگشای گنج
کشاورز و دهقان و مرد نژاد
نباید که آزار یابد ز داد
یکی پیر موبد بران کار کرد
بیابان همه پیش دیوار کرد
دری برنهادند ز آهن بزرگ
رمه یک سر ایمن شد از بیم گرگ
همه روی کشور نگهبان نشاند
چو ایمن شد از دشت لشکر براند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
فریدون (اشاره)
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ پادشاهی کسری و تصمیم او برای ساخت دیواری بزرگ در برابر هجوم ترکان است. شاه از طبیعت دلانگیز سرزمین ایران و غم از غارت و تخریب آن سخن میگوید و به خدای خود دعا میکند تا راهی برای حفظ این سرزمین بیابد. او با مشاوره دادن به مردمان آزاد و دهقانان، تصمیم میگیرد که دیواری بسازد تا از خطرات دشمن محافظت کند و آرامش را برای مردم به ارمغان بیاورد. در این راستا، مردم از گوشهوکنار به کمک آمده و با همدلی و همکاری دیواری مستحکم میسازند که امنیت کشور را تأمین کند. در نهایت، این اقدام نه تنها موجب امنیت ایران میشود بلکه بر قدرت و شجاعت مردان نیز تأکید میکند.
هوش مصنوعی: مردم گرگان به ساری و آمل رفتند و در آنجا با صدای خوش بلبلان شاد شدند.
سراسر دشت همه بیشه بود شاه ایران در فکر فرو رفت
هوش مصنوعی: از دشت هامون، کوهی بلند به وجود آمد که در آن یک سوار ترک، بر روی اسبش نشسته است.
هوش مصنوعی: از بالای کوه و درختان جنگل، مناظر زیبایی از گل، سنبل (گیاهی معطر) و آب و شکار را مشاهده کنید.
هوش مصنوعی: در این بیت، گوینده به خداوند که روشنکنندهٔ جهان و حاکم پیروز و پرورشدهندهٔ موجودات است، خطاب میکند و از او یاد میکند.
هوش مصنوعی: تو هستی خالق خورشید و ماه و کسی که راهها را برای انسانها باز میکنی و به آنها نشان میدهی.
هوش مصنوعی: خداوند، این جهان را با این زیبایی و شادی خلق کرده است، و این خوشی که از زمین ناشی میشود، نمیتواند از آسمان به دست آمده باشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که جز تو را بپرستد، روحش را به جهنم میفرستد.
هوش مصنوعی: زیرا فریدون که یزدانپرست بود، در این جنگل مکانی برای نشستن درست کرد.
هوش مصنوعی: گوینده به کسری میگوید: ای دادگر، اگر نزدیک به این محل، راهی از ترکان وجود نداشته باشد، چه خوب است.
هوش مصنوعی: دل ما از این نعمت و خوشی خالی نیست و از شادی و سرور متاثر شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر کشتار و غارتهای زیاد، دیگر نمیتوانیم سرمان را بالا بگیریم و به زندگی ادامه دهیم.
هوش مصنوعی: از شدت کشتار و غارت، هیچ چیز از پرندگان، مردم و چارپایان در این سرزمین باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: نباید از سپاهی که به ایران حمله میکند، هیچ آسیبی بر سرزمینهای دیگر باشد، زیرا در هیچکجا جز اینجا راهی وجود ندارد که به ایران بیفزاید.
هوش مصنوعی: قبل از این، تلاشها و نبردهای زیادی برای مقابله با ترکان انجام شده و عبور آنها از سوی خوارزم دشوار بوده است.
هوش مصنوعی: اکنون چون از دهقانان و مردم آزاد بر این سرزمین، زادگان پارس (نسلهای ایرانی) داریم.
هوش مصنوعی: رنج ما کم نمیشود و بیشتر میشود؛ اما در حال حاضر جایی برای بخشایش وجود دارد.
هوش مصنوعی: در جهان، چنین شهری وجود ندارد اگر به خاطر عدالت تو، ما از آن بهرهمند شویم.
هوش مصنوعی: آفریدون، که در دین زرتشتی به عنوان یک شخصیت مقدس و یزدانپرست شناخته میشود، به سمت ما ننگ و بدی فرستاد.
هوش مصنوعی: اگر شاه با تدبیر و اندیشه درست ببیند، باید اقدام کند و راه دشمن را ببندد تا به ما آسیب نرسد.
هوش مصنوعی: شاه از شنیدن ناله و فریاد مردم اشکِ حسرت از چشمانش ریخت.
هوش مصنوعی: شاه، در آن لحظه که متوجه شد این کار سخت و دشوار پیش آمده است، به پیروی از دستور عمل کرد.
هوش مصنوعی: بعد از این نمیتوانیم از ترس یا نفاق زندگی کنیم و اگر بخواهیم تاج و سلطنت را برای خود میپروریم.
هوش مصنوعی: مردم دنیا از ما ظلم را نمیپسندند، زیرا شاد بودن و غمگین بودن دهقان (کشاورز) نباید با یکدیگر در تضاد باشد.
هوش مصنوعی: این کوهها و دشتهای وسیع، همه مانند درهایی به سوی باغها، میدانها و کاخها هستند.
هوش مصنوعی: این سرزمین پر است از گاو، چراگاهها و آب جاری، و از تماشای آنها، جان انسان به وجد میآید و شگفتزده میشود.
هوش مصنوعی: ما نمیخواهیم که این سرزمین خراب شود و دشمنان از شهر ایران غارت کنند.
هوش مصنوعی: از سلطنت و شخصیت فرزانه جایز نیست که چنین رفتاری داشته باشد، زیرا این کار شایستهٔ مردانگی نیست.
هوش مصنوعی: اگر سرزمین ایران ویران شود، هیچکس پیروزی ما را نخواهد ستود و فضیلت ما را نخواهد شناخت.
هوش مصنوعی: به دستور کسری، از سرزمینهای هند و روم، مکانهایی را که نامشان در سرزمین آباد ایران وجود دارد، بررسی کنند.
هوش مصنوعی: از هر کشور که مردم بیشتری وجود دارد، استاد و هنرمند را ببین و از میان آنها انتخاب کن.
هوش مصنوعی: باید یک بار از زیر آب، دیوار را به بلندای مناسب بیرون کشید و آن را با پهنا و ارتفاع خوب ساخت و بر روی آن، یک کمند (حاشیه یا نوار) قرار داد.
هوش مصنوعی: باید از زیر آب سنگ و گچ را بیرون بیاوریم تا دیواری بسازیم که به آفتاب برسد.
هوش مصنوعی: هرگاه که ما اینگونه دیواری بسازیم، دیگر از دشمن به ایران آسیبی نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: نباید هیچکس از این گونه رنج ببیند و هر چیزی که بخواهند باید در اختیارشان قرار گیرد و گنجینهها نیز باید برایشان باز شود.
هوش مصنوعی: کشاورز و دهقان و مردم با اصالت نباید از ظلم و ستم رنج ببرند.
هوش مصنوعی: یک پیر موبد (سالخورده و عالم دین) بر روی ساخت دیوار کار کرد و بیابان را همه به جلوِ دیوار منتقل کرد.
هوش مصنوعی: دری بزرگ از آهن نصب کردند که از یک سو به آن اطمینان خاطر داده شد و از خطر گرگ (مشابه دشمن) در امان ماند.
هوش مصنوعی: پس از اینکه کشور امن شد و دشت از ترس لشکر دشمن آزاد گردید، همهجا را نگهبانان قرار دادند تا از سرزمین پاسداری کنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.