اگرچه شعلة حسنت تمام عالم سوخت
به مهربانی من در جهان کسی کم سوخت
به نسبت تو چنان ذوق سوختن عام است
که در کنار گل و لاله طفل شبنم سوخت
دمی که آتش بیداد او زبانه کشید
چه نکته بود که بیگانه جَست و محرم سوخت
به ذوق سودة الماس کرد زخم مرا
تبسّمی که در اندیشه یاد مرهم سوخت
به نیم قطره که در کار مشت گل کردند
چه آتش است که تا آب و خاک آدم سوخت!
فغان که عاشق از اهل هوس نشد ممتاز
که عشوة تو بد و نیک جمله درهم سوخت
هوای وصل تو در جانم آتشی افکند
که گریه را نم خونین و ناله را دم سوخت
اگر ز سختی هجران نسوختم سهل است
به یک ملایمت روز وصل خواهم سوخت
نمانده بود کس از اهل درد جز فیّاض
چنان ز طیش برافروختی که او هم سوخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر پیرامون عشق و زندگی میپردازد. شاعر خود را به عنوان امانتدار عشق معرفی میکند و نیکنامی را ننگی میداند که بر دوش اوست. او به قیامت و وعدهی دیدار در آن روز اشاره کرده و بیان میکند که در این دنیا، همچون پرستش بت، آرزوهای خود را دنبال میکند. شاعر با اشاره به حجابهای گوناگون در زندگی، بر این نکته تأکید دارد که ما از جمال واقعی خود غافلیم و تنها در حجابهای خود نمایان هستیم. او همچنین به آشفتهحالی خود و دیگران اشاره میکند و بر اهمیت و ارزش عشق تأکید میورزد. در مجموع، شاعر به جستجوی حقیقت و معنای عمیقتر زندگی میپردازد.
هوش مصنوعی: هرچند زیبایی تو همه جا را در آتش کشیده، اما با محبت من در این دنیا کسی خیلی آسیب ندیده است.
هوش مصنوعی: عشق و شوقی که من به تو دارم، آنقدر فراگیر و عمومی است که حتی گلهای زیبا و شبنمهای لطیف هم از آن تأثیر میپذیرند و به نوعی در این حس سوزان ذوب میشوند.
هوش مصنوعی: در لحظهای که آتش ظلم و ستم او شعلهور شد، چه دلیلی بود که بیگانه فرار کرد و نزدیکان و دوستانش سوختند؟
هوش مصنوعی: زخمی که خوردهام به اندازهای عمیق است که میتواند به نوعی شادی شبیه باشد؛ چون در ذهنم به یاد مرهمی میافتم که آن زخم را التیام میبخشید، اما این یادآوری هم باعث سوختن درونم میشود.
هوش مصنوعی: در اینجا به اثر شگفتانگیز و شعلۀ عشق و هنر اشاره میشود که حتی با وجود کمبود و محدودیت، میتواند وجود انسان را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. در واقع، اندک محبت و زیبایی میتواند آتشسوزی عمیق در دل ایجاد کند و انسان را از خاک و آب به آسمانها بکشاند.
هوش مصنوعی: ای کاش عاشق از میان اهل هوس جدا میشد، زیرا زیبایی تو همه خوبیها و بدیها را درهم آتش زده است.
هوش مصنوعی: هوا و حس بودن تو در وجودم آتشی روشن کرده که اشکهایم رنگ خون به خود میگیرند و نالههایم را در خود میسوزاند.
هوش مصنوعی: اگر از سختی جدایی آسیب نبینم، اشکالی ندارد چون با یک لحظه آرامش در روز وصل، تمام وجودم را فدای عشق میکنم.
هوش مصنوعی: هیچکس از اهل دل باقی نمانده بود، جز فیاض. او نیز از شدت شور و التهاب به آتش درآمد و خود را به سوز انداخت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گشود برقع و توفان حسن عالم سوخت
متاع شادی و غم جمع بود در هم سوخت
که زد به داغ دلم دامن کرشمه که باز
به نیم شعله هم خان و مان مرهم سوخت
فروغ حسن تو در گلشن بهشت افتاد
[...]
ز شرم در حرم وصل جان محرم سوخت
فغان که تشنه ما در کنار زمزم سوخت
گذشت پرتو روی تو بر بساط چمن
عقیق لاله و گل در دهان شبنم سوخت
بس است سوختن خارزار تهمت را
[...]
چنان دلم شب هجران بر آتش غم سوخت
که هر نفس که کشیدم ز سینه، عالم سوخت
ز جور چرخ، دلم در میان بخت سیاه
چو جان اهل مصیبت به شام ماتم سوخت
تبسمِ که نمکپاش ریش دلها شد؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.