امشب ز فرقت تو دلم چون چراغ سوخت
در خون نشست گریه ازین درد و داغ سوخت
جام و سبو ز هجر رخت دل شکستهاند
چون داغ لاله در کف ساقی ایاغ سوخت
محض از برای خاطر پروانهها به بزم
شب تا صباح شمع نشست و دماغ سوخت
از شرم قطرههای عرق بر عذار تو
شبنم چو خال بر رخ گلهای باغ سوخت
فیّاض عاشقی تو و ما داغِ بیغمی
خواهد ترا محبت و ما را فراغ سوخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج ناشی از جدایی معشوق سخن میگوید. دل او به شدت دچار سوختگی است و این احساس را به تصویر میکشد. او با ذکر تصاویری مانند چراغی که میسوزد و گریهای که از دل شکسته ناشی میشود، عمق اندوه خود را نمایان میکند. در بزم شبانه، عشق و شوق او به معشوق و نیز غم ناشی از هجران به وضوح حس میشود. شاعر در نهایت به تأثیرات عشق و محبت اشاره میکند که برای او فراغ و غمی به همراه دارد.
هوش مصنوعی: امشب به خاطر دوری تو، دلم مانند چراغی که خاموش شده در خون غرق شده است و از این درد و زخم بینهایت میگریم.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دوری تو شکسته است، مانند داغی که بر روی لاله میماند. به همین خاطر، جام و سبو برای من بیمعنا شدهاند و تنها غم و اندوه در دل دارم.
هوش مصنوعی: برای دلخوشی پروانهها، شمع در شب تا صبح روشن ماند و خود را سوزاند.
هوش مصنوعی: عرقها از شرم بر چهرهات مانند شبنمی که بر گلهای باغ نشسته، درخشندگی خاصی دارند. این قطرهها مانند خالهایی روی صورت گلها به زیبایی تو افزودهاند.
هوش مصنوعی: عاشقی تو همیشه بخشنده است و ما به خاطر بیغمیم، تو خواهان محبت هستی و ما به دنبال رهایی و آرامش. اما این خواستهها ما را به آتش میکشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.