باز هر سو موج ابری جلوهگر دارد بهار
فیض عالم در نقاب مشک تر دارد بهار
قطرة ابرست و دریای طراوت موج زن
عالمی را غرقه در آب گهر دارد بهار
صورت شیرین به جای لاله میروید ز سنگ
گر بدین سان جلوه بر کوه و کمر دارد بهار
دانة پر حسرتی بر خاک ره افتادهام
تا مگر چون سبزهام از خاک بردارد بهار
گر شود ممنون تحریک صبا گل، دور نیست
حقّ موج جلوه بر آب گهر دارد بهار
سرو را بر نسبت رعنا قدان میپرورد
غالبا شور قیامت در نظر دارد بهار
اهل صورت گر به چشم عاقبتبین بنگرند
داغ حسرت از خزان هم بیشتر دارد بهار
نالة نازکدلان تاراج گلشن میکند
از دم سرد تنک ظرفان خطر دارد بهار
لاف مهر نوخطان بر زاهدان هم میرسد
سهل باشد در خس و خاشاک اثر دارد بهار
آه شد سرو بلندی، ناله شد شاخ گلی
کی گلستان محبّت را ضرر دارد بهار
بس که هر گل جلوة معشوق دارد در نظر
عشقبازان را چو بلبل در به در دارد بهار
ذوق صحبت، میل عشرت، سیر گل، دیدار یار
من چه دانستم که حسرت این قدر دارد بهار!
صبح عشرت در چمن موقوف تحریک صباست
زیر هر برگی نهان فیض سحر دارد بهار
برگ برگ این گلستان در سماع حیرتند
گر تو زینها بیخبر باشی خبر دارد بهار
تا توانی کام دل فیّاض بردار از چمن
نیست مهلت آن قدر، عزم سفر دارد بهار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بیان عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر به مقایسههای مختلفی میپردازد که در آنها نعمتهای عشق و زیبایی را به بیداد و سختیهای آن ترجیح میدهد. او بیان میکند که عاشقانههای فرهاد و خسرو از شیرینی و خوشیهای خود عشق بالاتر است. همچنین به زیبایی نشانههای عشق و نیازی به درد و رنج در این مسیر اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که همهچیز در عشق، حتی بیداد و سختیها، خوشتر از هر نعمت دیگری است.
هوش مصنوعی: بهار با زیباییهایش در هر گوشهای دیده میشود و به لطف آن، دنیا در پوشش رنگین و خوشبویش جلوهگری میکند.
هوش مصنوعی: این جمله به کاروان بهار و زیبایی اشاره دارد. قطرهای از باران به مانند نشانهای از طراوت و زندگی است که در دل دریاچهای بزرگ و پر از الماسها و زیباییها غوطهور است و جهانی را تحت تاثیر خود قرار داده است. بهار، فصلی شگفتانگیز و پر از طراوت است که زندگی را دوباره به زمین هدیه میدهد.
هوش مصنوعی: چهرهای زیبا و دلانگیز مانند لاله از دل سنگها بیرون میآید. اگر به این شکل زیبایی روی کوهها و دشتها جلوهگر باشد، بهار آمده است.
هوش مصنوعی: تکهای از دانهای پر حسرت هستم که بر زمین افتادهام، امیدوارم بهار مرا همچون سبزه از خاک بیرون بکشد.
هوش مصنوعی: اگر وزش نسیم به سوی گلها باشد، دور نیست که زیبایی و جلوهی آن بر آبهایی که در خود جواهر دارند، نمایان شود. بهار همواره جلب توجه میکند.
هوش مصنوعی: سرو به خاطر قامت زیبا و دلربای خود، غالباً احساس شگفتی و هیجان قیامت را در نظر دارد، همانطور که بهار به زیباییهای خود میبالد.
هوش مصنوعی: اگر اهل هنر به چشم واقعنگر نگاه کنند، متوجه میشوند که حسرتی که پس از فصل خزان بر دلها مینشیند، از شادابی و زیباییهای بهار نیز بیشتر است.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و fragility (زنانگی) احساسات لطیف اشاره دارد. آواز دلنشین و نازک دلان، که نمایانگر شور و شوق زندگی است، میتواند به آرامی زیباییهای طبیعی را از بین ببرد. اما باید مراقب بود، زیرا که فصل بهار، با همه زیباییاش، همیشه در خطر از دست رفتن قرار دارد و باید از آن محافظت کرد.
هوش مصنوعی: سخن گفتن از عشق و زیبایی جوانان به زاهدان و عرفا هم میرسد و تأثیر آن در آلودگی و مشکلات زندگی نیز آسان است، چرا که در زمان بهار، همه چیز شکوفا و به نشاط میآید.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان حسی از اندوه و زیبایی میپردازد. آشفتهحالی سرو بلند و نالهی شکوفه به حسرتی اشاره دارد که بهار، با تمام زیباییاش، نمیتواند آسیب به عشق و محبت وارد کند. گویا عشق و محبت، علیرغم دردها و ناراحتیها، همواره پابرجا و ارزشمند باقی میمانند.
هوش مصنوعی: هر چه گل معشوق دارد، عشقبازان در چشمشان مانند بلبل سرگشته و بیقرارند. بهار همواره جلوهای زیبا دارد.
هوش مصنوعی: لذت از گفتگو، تمایل به خوشگذرانی، تماشای گلها و دیدن یار را در نظر داشتم، اما نمیدانستم که این زیباییها چه اندازه حسرت و غم به همراه دارند.
هوش مصنوعی: صبح خوشی و شادی در چمن به وزش نسیم وابسته است و در زیر هر برگ، نعمت و زیبایی صبحگاهی پنهان شده که بهار را نمایان میکند.
هوش مصنوعی: هر برگ از این گلستان در حال شگفتی و سرگیجهای است، اما اگر تو از این حالتها بیخبر باشی، بهار از این موضوع آگاه است.
هوش مصنوعی: هرچقدر که میتوانی از خوشیها و زیباییهای زندگی بهرهمند شو، زیرا زمان زیادی برای لذت بردن نیست و بهار در حال رفتن است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از دل پرخون بلبل کی خبر دارد بهار؟
هر طرف چون لاله صد خونین جگر دارد بهار
شاهدان غیب را بی پرده جولان می دهد
منت بسیار بر اهل نظر دارد بهار
مستی غفلت حجاب نشأه بیگانه است
[...]
چشم واکن رنگ اسرار دگر دارد بهار
آنچه در وهمت نگنجد جلوهگر دارد بهار
ساعتی چون بوی گل از قید پیراهن برآ
از تو چشم آشنایی آنقدر دارد بهار
کهکشان هم پایمال موج توفان گل است
[...]
بس که اندر باغ از جنت اثر دارد بهار
جامهای همچون پر طوطی به بر دارد بهار
دم به دم آیینهسان در عشرتآباد چمن
شاهد گلهای رنگین جلوهگر دارد بهار
از خط ریحان لعل او مرا معلوم شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.