گر خود ز لطف گامی در راه ما گذارد
ما دیده فرش سازیم تا یار پا گذارد
امشب که شمع مجلس با آن پری سپردست
پروانه منصب خود باید به ما گذارد
گر برخورد به زلفش باد صبا به گلشن
از شرم بوی گل را در دم به جا گذارد
بر صید دیگری دام انداختن شگون نیست
با کوهکن بگویید این کار واگذارد
بیگانه عاجز آمد از دشمنی فیّاض
این شکوه به که یک چند با آشنا گذارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و زیبایی صحبت میکند و بیانگر احساسات شاعر نسبت به محبتی است که قدرت و شجاعت را تحت تاثیر قرار میدهد. شاعر از تأثیر عشق بر خود سخن میگوید و اینکه چگونه زیبایی معشوق باعث از دست رفتن آبرو و قدرت او میشود. همچنین، به این نکته اشاره میکند که بخت و اقبال بر سرنوشت انسان تأثیر میگذارد و عشق واقعی، دور از ادعاهای سطحی است. در نهایت، شاعر بیان میکند که لذت واقعی زندگی در عشق و محبت نهفته است و این عشق میتواند بالاتر از تمامی مقامها و ثروتها باشد.
هوش مصنوعی: اگر کسی از روی لطف و محبت گامی به سمت ما بردارد، ما خود را آماده میکنیم و موجبی فراهم میآوریم که محبوبمان با آرامش و احترام وارد شود.
هوش مصنوعی: امشب که شمع مجلس خاموش شده و آن دختر زیبای سرور مجلس رفته است، پروانه باید از مقام و جایگاه خود دست بکشد و به ما اجازه دهد که جای او را پر کنیم.
هوش مصنوعی: هرگاه نسیم به زلف او برسد، در باغ از روی شرم، بوی گل را در همان لحظه ترک میکند.
هوش مصنوعی: به دیگری آسیب زدن یا کار بد کردن نشانهی خوبی نیست، بهتر است به کوهکن بگویید که این کار را رها کند.
هوش مصنوعی: بیگانه در برابر دشمنی بخشنده ناتوان است، بهتر است که مدتی با دوستان و آشنایان بگذرانی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.