گنجور

 
فیاض لاهیجی

کجا چو تیغ‌کشی در میان سپر گنجد!

ترا به کشتن عشّاق کاش سر گنجد

چه غم ز تنگ‌دلی‌های من محبَّت را

به ظرف تنگ‌تر این باده بیشتر گنجد

میان شعله و پروانه این مسافت نیست

که در میانه حجابی ز بال و پر گنجد

میانة من و او اتّحاد از آن بیش است

که در میان ره آمد شد نظر گنجد

محبّتم به دلش جا اگر کند فیّاض

عجیب نیست، که در سنگ هم شرر گنجد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیرخسرو دهلوی

به راه عشق سلامت چگونه در گنجد؟

زهی محال که در شوق خواب و خور گنجد

چو تیر غمزه گشاید رفیق تیرانداز

نه دوستی بود ار در میان سر گنجد

چو ما در آرزوی آستانش خاک شویم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه