گنجور

 
رهی معیری
 

به سوی ما گذار مردم دنیا نمی‌افتد

کسی غیر از غم دیرین به یاد ما نمی‌افتد

منم مرغی که جز در خلوت شبها نمی‌نالد

منم اشکی که جز بر خرمن دلها نمی‌افتد

ز بس چون غنچه از پاس حیا سر در گریبانم

نگاه من به چشم آن سهی بالا نمی‌افتد

به پای گلبنی جان داده‌ام اما نمی‌دانم

که می‌افتد به خاکم سایهٔ گل یا نمی‌افتد

رود هر ذرهٔ خاکم به دنبال پریرویی

غبار من به صحرای طلب از پا نمی‌افتد

مراد آسان به دست آید ولی نوشین لبی جز او

پسند خاطر مشکل پسند ما نمی‌افتد

تو هم با سروبالایی سری داری و سودایی

کمند آرزو برجان من تنها نمی‌افتد

نصیب ساغر می شد لب جانانه بوسیدن

رهی دامان این دولت به دست ما نمی‌افتد

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نگین شکروی در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۲ نوشته:

بادرودوسپاس فراوان
دربیت اول "به یاد ما" ودربیت چهارم "رود هر ذره" صحیح است. درضمن ابیاتی ازاین غزل زیبا ازقلم افتاده اندکه بدینقرارند:
بیت دوم:
منم مرغی که جز درخلوت شب ها نمی نالد
منم اشکی که جز برخرمن دل ها نمی افتد
بیت ششم:
مراد آسان به دست آید ولی نوشین لبی جز او
پسند خاطر مشکل پسند ما نمی افتد
بیت هفتم:
توهم باسرو بالایی سری داری و سودایی
کمند آرزو برجان من تنها نمی افتد
---
پاسخ: با تشکر از زحمت شما، غلطها تصحیح شدند و ابیات جاافتاده طبق فرموده اضافه شدند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.