کار دلم در شکنج زلف تو تنگ است
همچو مسلمان که در دیار فرنگ است
در ره عشقت ز طعنه باک ندارد
این دل چون شیشه آزمودة سنگ است
آن طرف کام نیست غیر ندامت
چیدم و دیدم گل امید دو رنگ است
حال دل سادهلوح با تو بگویم
چهرة آیینه را ببین که چه رنگ است
صلح دو عالم چه میکنیم چو با ما
گوشة ابروی یار بر سر جنگ است
بادة شیرین عمر خضر چهریزی
در گلوی تلخ ما که شهد شرنگ است
عمر دواسپه گذشت این چه شتابست
نام مجو از کسی که در غم ننگ است
فیض کمال خجند یافته فیّاض
حیف مجال سخن که قافیه تنگ است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و لطافت طبیعت و عشق اشاره میکند. او به تمایز بین گل و خس (علف هرز) و زاغ و بلبل (پرندههای زشت و زیبا) میپردازد و میگوید که هرچند دنیا آشفتگیهایی دارد، اما زیباییهای خاصی نیز در آن وجود دارد. شاعر به ناز و زیبایی بهار و خوشی فصل خزان اشاره میکند و تأکید میکند که محبوب او (یار) ناز خاصی دارد که از بیتوجهیهایش ناشی میشود. در ادامه، او به درد دل و احساسات عاشقانهاش میپردازد و نشان میدهد که دلش، همچون گلی در کعبه، زیبایی و غم را یکجا دارد. در نهایت، شاعر فضایی تأملی ایجاد میکند و به نقش مشکلات و پیچیدگیهای زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر پیچیدگیهای زلف تو گرفتار و بیتاب است، مانند مسلمانانی که در سرزمینهای خارجی احساس از خود بیگانگی میکنند.
هوش مصنوعی: دل من هیچ نگرانی از حرفهای ناراحتکننده و طعنهآمیز ندارد، چرا که مانند شیشهای است که در برابر سنگها امتحان پس داده و مقاوم شده است.
هوش مصنوعی: آن سوی زندگی خوشی و لذت نیست، فقط حسرت و پشیمانی وجود دارد. وقتی به آنجا رسیدم، متوجه شدم که امیدی که داشتم، رنگ و بویی متفاوت دارد و واقعی نیست.
هوش مصنوعی: احوالات دل خوشباور را برایت میگویم، نگاهی به چهرهی آینه بینداز و ببین که چه رنگی دارد.
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که به صلح جهانی بیندیشیم وقتی که دلخوشی ما در سایهی لبخند و ابروی یار به جنگی بدل شده است؟
هوش مصنوعی: عمر طولانی و شیرین خضر چه نیکو به کام تلخ ما ریخته که طعمی گوارا ندارد و به نوعی زهرآگین است.
هوش مصنوعی: زمان به سرعت میگذرد و نباید به دنبال نام و شهرت باشیم، مخصوصاً اگر در دل غمی وجود داشته باشد که انسان را عذاب میدهد.
هوش مصنوعی: کمال و خوبی از خجند به ما رسیده است و سخنگفتن دربارهاش دشوار است زیرا قافیهها کم هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق تو و نوبه آبگینه و سنگ است
نام نکو در ره نو موجب ننگ است
تا به من الفت است از همه دورم
تا بتوام آشتی است با همه جنگ است
بانگ سگش میرسد ز گوشه آن بام
[...]
مهر بر روی یار باخته رنگ است
ماه پس از حسن آن نگار به تنگ است
روز فراقت شدیم دست و گریبان
روی فراغت ندیدهایم چه رنگ است
دل که فروغی ز نور عشق ندارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.