گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مجیرالدین بیلقانی

دلم عشق ترا چون جان نهان داشت

مسوز آن دل که عشقت را چو جان داشت

به چشمم عشق تو خوش لقمه ای بود

چو خوردم استخوان اندر میان داشت

زبانم سوخت چون نام غمت برد

[...]

سلیمی جرونی

رخش کو طعنه ها بر ارغوان داشت

گهی نیلوفر و گه زعفران داشت

اهلی شیرازی

ز دشمن شمع اگر چه بیم جان داشت

بحکم « من دخل » آنجا امان داشت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه