|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر گفته میشود که یار محبوب از رفتن خود باعث رنجش و دوری از مهر و محبت شده و خیال او نیز آرامش را از شاعر سلب کرده است. شاعر به شخصیت آن یار اشاره میکند که با کارهای جفاکارانهاش، نه دل و نه عقل او را قانع کرده است.
هوش مصنوعی: یار و محبوبم از کنارم رفت و عشقش را از دل من گرفت، حتی فکرش هم باعث آرامش من نشد.
هوش مصنوعی: کسی که به محبوبش آسیب زده، نه دلش میتواند این را قبول کند و نه عقلش میتواند آن را درک کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بدین زاری که گفتم راه بگذاشت
سراسر راه خود را چاه پنداشت
عراقی وار بانگ از چرخ بگذاشت
به آهنگ عراق این بانگ برداشت
هر آنکو نقد را کز دست نگذاشت
در اینجاگه وصال او خبر داشت
دل و جان پیش یار خویش بگذاشت
به تن راه دیار خویش برداشت
کمال او مرا افتاده نگذاشت
به لطف خود مرا از خاک برداشت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.